2 جنایت در یک سال

مردی که در عرض یک سال، به خاطر یک دستگاه اسپیکر و در هواخواهی از دوستش، مرتکب دو قتل شده بود در حالی برای آخرین بار پای میز محاکمه ایستاد که پیش از این دیوان عالی کشور یکی از احکام قصاص او را تائید کرده بود.
کد خبر: ۱۰۹۳۱۵۰

به گزارش جام‌جم، 23 بهمن 91 نزاع دونفره در بزرگراه آزادگان تهران به قتل سعید 30 ساله منجر شد. یکی از شاهدان حادثه به ماموران گفت: «آن روز با موتورم به بزرگراه رفته بودم که متوجه درگیری دو نفر از اهالی محل به نام‌های رحمان و سعید شدم. خودم را به آنها رساندم اما رحمان با چاقو ضربه‌ای به سعید زد و متواری شد.» با ثبت این اظهارات، دستگیری رحمان به جریان افتاد اما او به طرز مرموزی ناپدید شد.

جست‌وجوها حدود یک سال بی‌نتیجه ماند تا این که مردی با مراجعه به آگاهی از ناپدید شدن پسرش سامان خبر داد و گفت: «سامان برای تفریح با یکی از دوستانش به نام داوود بیرون رفته بود. من به او مشکوکم.» داوود به کلانتری احضار شد و گفت: «با سامان سوار خودرو شدیم و به افسریه رفتیم اما همین که در ترافیک گیر کردیم، یکی از دوستانم به نام احمد که قبلا با هم خرده‌حساب داشتیم با کمک مردی غریبه به ما حمله‌ور شدند و مرد غریبه با چاقو سامان را زخمی کرد. من او را به بیمارستان رساندم اما از ترس گیر افتادن، متواری شدم.»

با انجام چهره‌نگاری مشخص شد قاتل سامان نیز همان رحمان است که از یک سال پیش تحت تعقیب پلیس قرار دارد. با کشف این سرنخ، مخفیگاه رحمان در ساوجبلاغ لو رفت و دستگیر شد. مرد 28 ساله در جلسه دادگاه به هر دو قتل اعتراف کرد و با درخواست اولیای دم به دو بار قصاص محکوم شد. دیوان عالی کشور حکم قصاص به جرم قتل سامان را تائید کرد اما پرونده را برای اخذ درخواست فرزند صغیر سعید، به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران برگرداند.

صبح دیروز، متهم از زندان به دادگاه منتقل شد و در برابر درخواست قصاص اولیای دم گفت: «سال 91، یکی از دوستانم به نام عباس، اسپیکرش را به من قرض داده بود اما پس از توقیف شدن ماشینم، نتوانستم اسپیکر را بموقع به او پس بدهم. یک روز قبل از قتل، عباس همراه سعید به محل کارم آمدند و فحاشی کردند. روز بعد، برای انجام کاری به بزرگراه آزادگان رفته بودم که سعید را دیدم. با هم درگیر شدیم. اول با مشت ضربه‌ای وارد کردم. او دستش را به سمت پهلویش برد. فکر کردم می‌خواهد چاقو دربیاورد برای همین با چاقویم ضربه‌ای به او زدم. وقتی دیدم غرق خون است، فرار کردم.»

متهم درباره قتل دوم نیز گفت: «یک سال متواری بودم تا این که 10 اسفند 92، همراه دوستم کریم به افسریه رفتیم. آنجا احمد با دو نفر دعوایش شد و من به هواخواهی از او با چاقو ضربه‌ای وارد کردم و متواری شدم. چند روز بعد هم دستگیرم کردند.» قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها