راپورت‌های میرزا ادریس‌

مید این چاینا!

می‌فرماییم این بشر دو ‌پا چه چیز‌ها که نمی‌بیند بر روی زمین؟ خشایار معروض می‌شود چطور؟ می‌فرماییم: این مدت که از طهران آمده‌ایم و در تهران نزول اجلال کرده‌ایم چه چیزها که مشاهده نکرده‌ایم! باز هم عرض کرد چطور؟ پس گردنی‌اش زدیم که کوفت و ‌چطور. هی ما فرمایش می‌کنیم پابرهنه وسط حرفمان پاتیناژ نکن که چطور، بگذار فرمایش کنیم ملتفت نشدی بگو دوباره برایت می‌گوییم! عرض کرد چشم.
کد خبر: ۱۰۹۰۵۶۲

گفتم از لحظه نزول اجلالمان الی یومنا هذا اکثر و اغلب اجناس و لوازم و ماکولات و مشروبات و ‌منسوجات و ملبوسات و... و ذالک از بر پشتش «مید این چاینا» خورده!

عارض شدند قبله عالم چه فرمایش‌ها می‌فرمایید؟ فرمودیم: چطور! گفت از وزارت فخیمه کاغذ رسیده و راپورت داده‌اند چوب بستنی، دسته بیل، نی آبمیوه، مربا، ناخنگیر، سوزن و بسیار وسایل از این دست نیز وارد کرده و کرور کرور پول بی‌زبان مملکت را می‌ریزیم در دهان مردمان آن کشور!

گفتیم: ما می‌خواهیم سیاهه بنگاریم به جهت ماندن در تاریخ؛ عرایضت دروغ و دغل باشد می‌دهیم چپقت را چاق کنند .

قرار شد سیاهه مفصلش را پیدا کرده به حضورمان بیاورد ببینیم بعدش برای تاریخ بنگاریم. فی‌الحال از این که همین قلم لاکردار توی دستمان هم که برای شما مشروحه می‌نگارم هم چینی است و احساس مطبوعی نداریم فلذا می‌رویم چای بنوشیم و غم از دل بزداییم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها