خانم هوک!

اختلاف من و گلاره کاکاونپور با یک «د» شروع شد. از یک طرف سیم من می‌گفتم کاکاوندپور اما او می‌گفت کاکاونپور. با همین اختلاف کوچک در یک بار تلفظ اسم کاپیتان تیم بسکتبال دختران ایران در بازی‌های سه نفره عشق‌آباد، میزبان بازی‌های داخل سالن آسیا، مکالمه ما شروع شد.
کد خبر: ۱۰۸۹۳۴۹

گلاره کاکاونپور اهل کرمانشاه است و از دوران کودکی با توپ بسکتبال مانوس شد. او در تمام دوران بازی از بازیکنان بااخلاق بسکتبال بود که درس و مدرسه و دانشگاه را به دوران قهرمانی پیوند زد و هم‌اینک استاد یکی از دانشگاه‌های تهران است. کاکاونپور با 180 سانتی‌متر قد از بازیکنان بلندقامت در میان دختران بسکتبال است و با وجود آن‌که می‌توانست چند سال دیگر برای تیم ملی بازی کند، اما همین چند روز پیش و در پایان بازی‌های عشق‌آباد از بازی‌های ملی و باشگاهی خداحافظی کرد.

شما آسمانخراشی؟

اولش نه اما بعدش شدم.

چطور؟

معلم ورزش کلاس چهارم ابتدایی به من گفت قدم کوتاه است به درد بسکتبال نمی‌خورم اما چند سال بعد که دنبال توپ نارنجی راه افتادم قدم بلند شد و به من گفتند آسمانخراش.

بدتان نیامد؟

نه معمولا در جامعه ما عادت کردند به پسرهای بسکتبالیست بگویند برج یا آسمانخراش اما در میان دخترها معمول نیست. دوست داشتم سنت‌شکن باشم.

کی فهمیدید بسکتبالیست هستید؟

شروع بازی که 10 سالم بود، متوجه نبودم اما وقتی به تیم ملی دعوت شدم بسکتبال برای من طعم دیگری پیدا کرد.

شیرین بود یا ترش؟

شیرین.

بسکتبال انتخاب اولتان بود؟

نه، ژیمناستیک کار می‌کردم تا این‌که یک روز در کلاس چهارم دبستان گفتند چه ورزشی دوست داری گفتم بسکتبال.

چرا؟

همان سال‌ها فهمیده بودم اهل ورزش‌های انفرادی نیستم . هر چند کاروبارم در ژیمناستیک بد نبود چون مادرم باشگاه ورزشی داشت و مربی بدنساز هم بود.

والیبال هم گروهی بود.

نه دوستش نداشتم. اتفاقا وقتی در نخستین برخورد مربی بسکتبال به من گفت به درد بسکتبال نمی‌خورم رفتم والیبال تماشا کردم اما دیدم من و والیبال با هم نمی‌سازیم.

خانواده‌تان ورزشکار بودند؟

من بزرگ شده در خانواده‌ای ورزشی هستم. وقتی پدر کشتی‌گیر باشد و مادر بدنساز و ژیمناست یا خواهرانم اسکیت‌سوار و اسکواش‌باز باشند با برادری که دروازه‌بان فوتبال است، چاره‌ای بجز ورزشکار شدن در چنین خانواده‌ای می‌ماند؟

اولین خاطره با توپ بسکتبال؟

خیلی سنگین بود. یادم می‌آید در سالن حجاب کرمانشاه نزدیک مدرسه در خیابان منوچهر شریفی وقتی برای تیم بسکتبال انتخاب شدم به خودم گفتم حالا چطور توپ به این سنگینی را پرتاب کنم که آبرویم جلوی بقیه بچه‌ها نرود. خیلی تمرکز کردم و بالاخره یه جوری پرتاب کردم که آینده‌ام در بسکتبال با همان توپ سنگین و اولین پرتابم شروع شد.

کی به آینده دوران نوجوانی‌تان رسیدید؟

بازی‌های ملی زیادی را تجربه کردم. با همه محدودیت‌هایی که بسکتبال دختران با منع بازی با حجاب از سوی فدراسیون جهانی بسکتبال (فیبا) داشت اما جزو دخترانی بودم که در بسکتبال آینده خوبی داشتم.

آرزویتان چه بود؟

بازی و حفظ موقعیتم در تیم ملی و قرار گرفتن در ترکیب شروع‌کننده و بازی رسمی بین‌المللی که در عشق‌آباد و در جریان بازی‌های داخل سالن آسیا به آن رسیدم.

حسرت؟

در بسکتبال یا راحتتان کنم در زندگی‌ام هرگز حسرت چیزی و کاری را نخوردم. تلاش کردم به اهدافم در زندگی برسم. شکست و پیروزی را با هم تجربه کردم، اما حسرت نخوردم.

لقب داشتید؟

ما دخترها هم مثل پسرهای بسکتبالیست لقب داریم، اما چون در بخش فعالیت‌های ما رسانه‌ها حضور کمرنگ‌تری دارند، القاب‌مان شنیده نمی‌شود. مثلا من به‌خاطر شوت هوک معروف بودم و بچه‌ها به من می‌گفتند خانم هوک. مثل این‌که به فلان بازیکن بگویند آقای ریباند. (شوت هوک در میان بازیکنان سنتر متداول است و زمانی که مدافع کاملا نزدیک مهاجم قرار گرفته باشد می‌توان از این شوت استفاده کرد)

تبعیض؟

تبعیض که ناراحت‌کننده است و دختران بسکتبالیست تاکنون بارها طعم تلخ آن را چشیدند. اختلاف بین فعالیت‌های زن و مرد هم طبیعی است، اما اگر امکانات داشتیم الان در بسکتبال آسیا همسطح آقایان بودیم.

چه چیز ناراحتتان می‌کند؟

غم عزیزانم . اصلا نمی‌توانم غم یا غصه‌ای را در چهره پدر و مادرم تحمل کنم. تضاد طبقاتی هم خیلی اذیتم می‌کند. همین‌طور بچه‌های کار که احساس می‌کنم همه افراد جامعه در قبال آنها مسئول هستند.

اهل مطالعه‌اید؟

بله. کتاب‌های مرتبط با تدریسم در دانشگاه را که باید بخوانم و به‌روز باشم و در کنارش کتاب‌های روان‌شناسی می‌خوانم. الان کتاب تضادهای شخصیتی را در دستم دارم و قبل از آن هم چهار اثر فلورانس اسکاول شین را خواندم.

و بسکتبال؟

بسکتبال که جای خود دارد. من و بسکتبال از هم جدانشدنی هستیم. بزودی یک موسسه ورزشی ـ فرهنگی راه‌اندازی می‌کنم که در آن بسکتبال آموزش می‌دهم. الانم در دانشگاه بسکتبال تدریس می‌کنم.

مظلومیت تاریخی

گلاره کاکاونپور با تمریناتی که انجام داده بود مهارت خاصی در پرتاب‌های هوک داشت. او سال‌ها در موقعیت فوروارد بازی کرد و به‌واسطه ویژگی‌های جسمانی و فنی که در بازی زیر حلقه داشت، مربیان از این بازیکن در بازی داخلی هم استفاده می‌کردند. کاکاونپور از این‌که رسانه‌ها مسائل بسکتبال دختران را پیگیری می‌کنند خوشحال است و از آنها می‌خواهد به دختران بسکتبالیست اعتماد کنند چون معتقد است دختران در هر جایگاهی که بوده‌اند توانایی‌های خود را بخوبی نشان داده‌اند. کاپیتان تیم ملی دختران درباره حضور تیم نوجوانان ایران بعد از چهار دهه در رقابت‌های قهرمانی آسیا هم تعبیر جالبی دارد و می‌گوید؛ پایان یک مظلومیت تاریخی در بسکتبال.

محمد رضاپور

روزنامه‌نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها