اما داستان خاک و شهیدی که بیبی مراد تقدیم ایران کرده، خیلی متفاوت است، همانطور که پیش از این فیلمی از خبرگزاری صداوسیما پخش شد، قصه بیبی مراد و فرزند شهیدش را اگر بشنوید، میفهمید چقدر برای یک مادر سخت است که بر اثر یک بیدقتی دیواری به وسعت چند کیلومتر پیکر شهیدش را از خاکی که برای آن خون داده جدا کرده است.
شهید مراد بدیعدهقان، 26 سال پیش از بلوچستان میرود کردستان تا از وطنش مرزبانی کند؛ خون میدهد و پیکرش پیچیده بر سه رنگ زیبای پرچم ایران، سربلند و باشکوه باز میگردد به شهرش هیرمند، اما حالا پنجشنبهها که میشود، بیبی مراد و نوهاش برای رفتن به سر مزار شهیدشان هم لحظهشماری میکنند و هم دلشوره دارند که میتوانند بروند یا نه؟!
یک سالی میشود که بیبی مراد بیمار است ولی دیگر بیتابی امانش را بریده و هرجوری هست میخواهد برود تا مشتی خاک از مزار فرزندش به خانه بیاورد.
چند کیلومتر به مرز مانده باید پیاده شوند، جاده پر از خار است و راه رفتن دشوار آن هم برای بیبی مراد که سن و سالی از او گذشته و تن رنجورش با چند بیماری ضعیفتر از همیشه شده است.
به گفته بیبیمراد، داستان از این قرار است که دیوار مرزی به جای آنکه در نقطه صفر مرزی باشد بهدلیل نقشهبرداری نادرست در خاک خودمان افتاده است و هزاران هکتار زمین ایران آن سوی دیوار مرز مانده است، مزار شهید مراد هم همانجا، جامانده است.
بیبی مراد هربار که میخواهد بر سر مزار فرزندش برود، باید از دریچهای یکونیم متری عبور کند، دریچهای که همیشه به روی بیبی باز نمیشود و گاه ساعتها مینشیند و دست آخر هماهنگی صورت نمیگیرد و ناامید باز میگردد.
از دیوار مرز که عبور میکند تا چشم کار میکند بیابان است و البته قدری آن سوتر سربازان افغان با دوربین سخت بیبی را زیر نظر دارند. بیبی با پای دل میرود، بوی خاک مراد را که حس میکند مثل اسفند روی آتش میشود، خاک سرد است، اما نه این خاک، خاکی که از وطن هم جدا شده است، شهید مراد و خاک مزار او و بیبی هر هفته و هر روز برای ایران مرزبانی میکنند، بیبی میگوید روزگاری مراد بهخاطر این خاک شهید شد و حالا خاکش باید در وطن باشد، نه آن سوی مرز.
جالب است که بیبی هر بار که بر سر مزار فرزندش میآید با گوشه چادرش تا میتواند خاک جمع میکند و با خودش به این سوی دیوار باز میگرداند، میگوید یا باید خاک را از این طرف به آن طرف ببرم یا دیوار مرزی را جابهجا کنند و در جای درست خود قرار دهند.
الهام لایقی