در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
20 سال انتظار برای رسیدن یکی از روزهای تاریخی ورزش ایران؛ یکشنبه 21 مهر 1347 یا همان 13 اکتبر 1968؛ روزی که رقابتهای دسته 56 کیلوگرم وزنهبرداری المپیک در سالنی که تئاتر شورشیان نام داشت برگزار شد. شورشی بزرگ محمد نصیری نام داشت. مرد طلسمشکن وزنهبرداری ایران. رقابت با ایمره فولدی مجارستانی که سومین المپیک عمرش را تجربه میکرد آسان نبود. یکضرب که تمام شد نصیری 10 کیلوگرم از این رقیب عقب افتاده بود. چه کسی باور میکرد طلا به پسر جسور وزنهبرداری ایران برسد. داستان آن روز حماسی را باید در وزنه آخر نصیری خلاصه کرد. فولدی با رکورد مجموع 5/367 کیلوگرم به کار خود پایان داده بود و نصیری برای کسب مدال طلا فقط یک راه داشت؛ اینکه پس از مهار وزنه 142.5 به یکباره پشت وزنه 150 بایستد. باورنکردنی بود. نصیری باید وزنهای را مهار میکرد که 3 کیلوگرم سنگینتر از رکورد دوضرب جهان بود. ماموریت ناممکنی که ممکن شد. چند ثانیه بعد حاضران در سالن تئاتر شوریان روی هوا بودند، درست مانند محمد نصیری. او رکورد دنیا را زد و خوشحالیاش را با یک حرکت پشتکوارو به جهانیان نشان داد و بعد هم در آغوش سرمربی آن روزهای تیم ملی، هنریک تمرز آرام گرفت. داستان نخستین مدال طلای تاریخ وزنهبرداری ایران در المپیک را بارها و بارها میتوان مرور کرد.
همین چند ماه پیش وقتی اولین نفری بودم که خبر مرگ ایمره فولدی را به نصیری دادم، اشک در چشمانش حلقه زد و لحظاتی سکوت کرد. انگار داشت خاطرات چند سال رقابت با این حریف مجارستانی را در ذهن مرور میکرد. نصیری یک بار دیگر هم بغض کرد. همین دیروز. وقتی در راه بازگشت به تهران از اردوی تیم ملی، این چند خط را از پای تلفن شنید. محمد نصیری عزیز، به خاطر همه افتخارآفرینیها از تو ممنونیم.
رضا پورعالی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: