سکوت جهانی در برابر تجاوز عراق

کارکرد سازمان‌های بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم با توجه به این‌که موثرترین و گردانندگان این سازمان‌ها قدرت‌های بزرگ بودند به اضافه این‌که با ترکیب شورای امنیت و پنج عضو دائمی که حق وتو برای هرگونه تصمیم‌گیری در این شورا عملا جریان امور اختلافات دولت‌ها و رسیدگی به مسائل بین‌الملل دقیقا در راستای منافع قدرت‌های بزرگ تعیین می‌شود، ناقص و غیر موثر بوده است.
کد خبر: ۱۰۷۶۵۶۵

در هر درگیری دوجانبه یا منطقه‌ای و حتی بین‌المللی باید دقیقا موضع و منافع قدرت‌های بزرگ را بررسی کرد و براساس آنها مساله مورد نظر را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

از‌جمله مسائلی که در دوران معاصر اتفاق افتاد و یکی از مهم‌ترین وقایع قرن بیستم به حساب می‌آید جریان هشت ساله جنگ عراق و حامیانش علیه جمهوری اسلامی ایران است. پرونده بسیار قطوری از عملکرد سازمان‌های بین‌المللی در ارتباط با این جنگ وجود دارد که به عنوان سندی در تاریخ دیپلماسی جهان به عنوان یک دخالت کاملا مغرضانه، هدفمندانه و یک‌جانبه شناخته می‌شود. به گونه‌ای که در بعضی از موارد، دولت‌ها و مقامات دولت‌های عضو ثابت شورای امنیت به این واقعیت اعتراف کردند که ما در جریان جنگ یک طرفه به نفع عراق و علیه ایران کار کردیم. در هر حال به طور قانونی، طبیعی و منطقی باید بلافاصله پس از شروع درگیری شورای امنیت تشکیل می‌شد و با توجه به واقعیت‌های موجود در صحنه، حکم به متجاوز بودن عراق، بازگشت عراق به مرزهای بین‌المللی و حکم به خسارت می‌داد، اما شاهد این هستیم که اولین بیانیه شورای امنیت حدود ده روز پس از آغاز جنگ بود و حتی قبل از آغاز جنگ هم نماینده ایران در سازمان ملل چند بار با ارسال یادداشت هشدار داده بود که عراقی‌ها با تجاوزات مرزی، تبلیغات و موضعگیری‌هایی در حال تدارکات در مرزهای میان عراق و ایران هستند، بنابراین ما اخطار می‌کنیم که عراق ظاهرا برنامه‌ای علیه ایران دارد که سازمان ملل اعتنایی به این یادداشت نمی‌کند. بعد از جنگ به‌رغم مذاکرات مکرر و حتی درخواست‌هایی که از طرف بعضی از دولت‌ها برای رسیدگی به این مسائل مطرح شد، توجهی از سوی شورای امنیت نشد.

البته در زمان آغاز جنگ ما یک مشکل بسیار بزرگ هم داشتیم که وزارت خارجه ما صرف‌نظر از این‌که وزیر نداشت معاونان وزارت خارجه هم فعال نبودند. بنی‌صدر به طور جدی مانع از انتخاب وزیر امور خارجه می‌شد. مهم‌ترین نقش وزیر امور خارجه دیپلماسی دفاعی و بین‌المللی برای دفاع از منافع، امنیت و تمامیت ارضی کشور است که عملا در ابتدای جنگ وزارت خارجه برای ایفای این مسئولیت اساسی کمترین نقش را داشت، اما شهید محمدعلی رجایی نخست‌وزیر به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه تحرکاتی داشت و ملاقاتی با تعدادی از سفرای خارجی و یادداشت‌هایی را برای تعدادی از دولت‌ها در این رابطه فرستاد و حتی شخصا در اواخر مهرماه 59 به نیویورک رفت و در جلسه شورای امنیت سازمان ملل شرکت کرد و درآنجا مشروح قضایا را می‌گوید، ولی اتفاق خاصی نمی‌افتد و پس از بازگشت ایشان با اختلاف چند روز شاهد سقوط خرمشهر بودیم. توجه شما را جلب می‌کنم به امروز و آنچه که در مورد میانمار انجام می‌شود. نهایت این است که دبیرکل سازمان ملل حداکثر کاری که کرده این بوده که از دولت میانمار بخواهد که به این تجاوز وحشیانه به هزاران انسان مسلمان و آوارگی آنان خاتمه دهد. طبعا دولت میانمار هم اعتنایی به این خواسته نمی‌کند. به عبارت دیگر سازمان ملل و سازمان‌های تابعه هیچ تغییری به لحاظ ماهیتی از ابتدا تاکنون نداشتند و همچنان به همان روش و عملکرد خودشان در راستای تامین منافع قدرت‌های بزرگ ادامه می‌دهند. از سوی تعدادی از افراد در نخست‌وزیری و تعدادی از کارشناسان در وزارت خارجه و همچنین بعضی از کارمندان ما در نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل، مساله تجاوز عراق مورد پیگیری قرار گرفت، اما نتیجه‌ای نداشت. بعد از این‌که سازمان ملل عملا هیچ اقدام مشخصی انجام نداد، سازمان کنفرانس اسلامی وارد کار شد. آنها هیات‌هایی را به تهران و بغداد فرستادند اما صدام هیچ‌گونه اعتنایی به سخنان نمایندگان سازمان کنفرانس اسلامی نکرد. بنابراین فعالیت این هیات بعد از چند رفت و برگشت میان تهران و بغداد متوقف شد و جنگ ادامه پیدا کرد.

بعضی از شخصیت‌های سیاسی هم به صورت فردی خواستند کاری انجام دهند، اما به دلیل این‌که عراق عزم خود را برای ادامه جنگ جزم کرده بود و بواسطه دلگرمی‌هایی که از حمایت تعدادی از دولت‌های بزرگ و برخی متحدان منطقه‌ای خود داشت و خود را پیروز نبرد با ایران می‌دید، قصد خود را بر تداوم جنگ قرار داد. سرانجام اولین قطعنامه‌ای که سازمان ملل در آن درخواست آتش‌بس کرد حدود پنج ماه بعد از آغاز جنگ بود و برابر با زمانی بود که ایران گروگان‌های آمریکایی را آزاد کرد. شورای امنیت در حالی درخواست آتش‌بس کرد که در آن قطعنامه اشاره‌ای به تجاوز، متجاوز و رفع تجاوز نشده بود. وقتی جمهوری اسلامی اعتراض کرد اعلام شد که اول آتش‌بس صورت بگیرد و بعد از آن مساله متجاوز و عقب‌نشینی نیروها مطرح خواهد شد. مشابه چنین اقدامی قبلا در جنگ اسرائیل در 1967 صورت گرفت که با وجود قطعنامه‌های مکرر سازمان ملل مبنی بر عقب‌نشینی، اسرائیل همچنان و بعد از گذشت 50 سال از این واقعه مانع‌تراشی می‌کند.

سرانجام بعد از چند سال سکوت عملی، سازمان ملل در سال 1368 قطعنامه 598 را صادر کرد که در آن نسبت به قعطنامه‌های دیگر تا حدودی ملاحظه ایران شده، اما باز هم دو مساله اساسی به صورت مبهم یعنی تعیین متجاوز و تعیین غرامت وجود دارد، اما این کار صورت نگرفت تا این‌که دبیر کل وقت سازمان ملل شخصا بیانیه داد و متجاوز بودن عراق را اعلام کرد.

برخی معتقدند که این بیانیه حقوقی است و بعضی دیگر می‌گویند شخصی است و تعهدآور نیست. نکته اینجاست که وقتی عراق کویت را اشغال کرد و بعد مجبور به عقب‌نشینی شد سازمان ملل تا آخرین هزینه‌های تحمیل شده اشغال کویت را از عراق گرفت و این یکی از سندهای ثابت‌کننده‌ای است که نشان می‌دهد سازمان ملل به هیج وجه در پی عدالت، قانون و حقوق ملت‌ها نیست.

جواد منصوری/ اولین فرمانده سپاه پاسداران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها