داستانک

3 حکایت کوتاه، اما تاثیر گذار

1ـ از کاسبی پرسیدند:
کد خبر: ۱۰۷۴۷۴۵

چگونه دراین کوچه پرت و بی عابرکسب روزی می‌کنی؟!

گفت: آن خدایی که فرشته مرگش

مرا در هر سوراخی که باشم پیدا می‌کند

چگونه فرشته روزیش مرا گم می‌کند.

پسری با اخلاق و نیک‌سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می‌رود،

پدر دخترگفت:

تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دخترنمی‌دهم!

پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر می‌رود،

پدر دختر با ازدواج موافقت می‌کند و در مورد اخلاق پسر می‌گوید:

ان‌شاءالله خدا او را هدایت می‌کند!

دختر گفت: پدرجان

مگر خدایی که هدایت می‌کند

با خدایی که روزی می‌دهد فرق دارد؟!

عارفی را گفتند: خداوند را چگونه می‌بینی؟

گفت: آن‌گونه که همیشه می‌تواند مچم را بگیرد اما دستم را می‌گیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها