حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در بخشی از یادداشت این شاعر با عنوان «بودایی درنده» که در اختیار ایسنا قرار گرفته، آمده است: «آنگ سان سوچی! فکر میکردم زن باید ایندیرا گاندی باشد. فکر میکردم زن باید مادر ترزا باشد. فکر میکردم آن همه تنگنا و حصر و هراس را تنها تو از سر عشق به اولاد آدمی، هزینه حوصله کردهای. آن سالها را به یاد آر، دختر آزادیخواه، چه رخ داد. دنیا را که کبوتر سفید را سر بریده، کرکسِ لاشخوار برگزیدهای بر دو شانه خود؟!»
او در ادامه نوشته است: «میگویند کرور کرور کشتار کردهای... این نابودیسم بیرحمانه به فرمان تو رخ داده است. آنگ سان سوچی! هولآورِ هولوکاستِ میانمار...! مار میان تنهایی تو چنبر زده بود و ما نمیدانستیم! دریغا... مگر تو دختر مادرت نبودهای، مگر تو زن نیستی، مگر تو هرگز کودک نبودهای، مگر تو با همان زبانی تکلم نمیکنی که کودکان میانمار؟! آنها که به مردم خود رحم نمیکنند، چه ربطی به رویای صلح دارند... دروغگو! آنها که به مردم خود رحم نمیکنند، شرف ندارند... دروغگو! بشریت اگر از روبهرو شدن با چنین پرونده هولناکی از شرم تلف شود حق دارد. یک قلاده رهبر قلابی، صدها کودک را پیاپی قتلعام کرده است و...»
در نوشته این شاعر تصریح شده است: «روزگار فروپاشی خانوار مشترک بشری، فرزندانی بهتر از ترامپ و سوچی و... نخواهد زایید. ناشنیدن ضجه زنان و کودکان بیدفاع، تاوان درشتی دارد. درد سهمناکی دارد. رقم خوردن پایان کار بهعهده ستمگران نخواهد بود. هی بودایه درنده!»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....