«در سالهای اقامتم در حوزه علمیه قم که افتخار شرکت در محضر درس پرفیض مرحوم آیتالله آقای بروجردی (اعلیالله مقامه) را داشتم، یک روز در ضمن درس فقه، حدیثی به میان آمد به این مضمون که از حضرت صادق(ع) سوالی کردهاند و ایشان جوابی دادهاند. شخصی به آن حضرت میگوید: قبلا همین مساله از پدر شما امام باقر(ع) سوال شده، ایشان طور دیگر جواب دادهاند، کدامیک درست است؟ حضرت صادق(ع) در جواب فرمودند: آنچه پدرم گفته درست است ...
یعنی شیعیان، آن وقت که سراغ پدرم میآمدند با خلوص نیت میآمدند و قصدشان این بود که ببینند حقیقت چیست و بروند عمل کنند، او هم عین حقیقت را به آنها میگفت. ولی اینها که میآیند از من سوال میکنند قصدشان هدایت یافتن و عمل نیست، میخواهند ببینند از من چه میشنوند و بسا هست که هر چه از من میشنوند به این طرف و آن طرف بازگو کنند
و فتنه به پا کنند. من ناچارم که با تقیه به آنها جواب بدهم.
چون این حدیث متضمن تقیه از خود شیعه بود نه از مخالفان شیعه، فرصتی به دست آن مرحوم داد که درد دل خودشان را بگویند. گفتند: «تعجب ندارد، تقیه از خودمانی مهمتر و بالاتر است. من خودم در اول مرجعیت عامه گمان میکردم از من استنباط
است و از مردم عمل، هر چه من فتوا بدهم مردم عمل میکنند. ولی در جریان بعضی فتواها که برخلاف ذوق و سلیقه عوام بود، دیدم مطلب این طور نیست!!»
سید عزتالله ضرغامی
کتاب ده گفتار ص 304 و 305