حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
لیلی گلستان، مترجم و مدیر گالری گلستان سخنهایی بیپرده راجعبه زندگی شخصیاش گفته است. او سخنانش را از دوران کودکیاش آغاز کرده و گفته: «وقتی از شوهرم جدا شدم، یک زن تنها بودم که پولی برای گذران زندگی نداشتم، پس تصمیم گرفتم گاراژ خانهمان را کتابفروشی کنم. از سال 60 تا 66 تنها کتابفروش منطقه دروس بودم. با مشکلاتی که در بازار کتاب به وجود آمد، تصمیم گرفتم کارم را تغییر دهم. فکر کردم که من هنر خواندهام، پدرم هم مجموعهدار است و با تمام نقاشان معاصر آشناست، پس گالری گلستان را تاسیس کردم. گالریام را با نقاشیهای سهراب سپهری خانواده خودمان شروع کردم و حالا با تمام سختیهایی که در این راه کشیدهام، 28 سال است که گالری دارم. من با مشکلات عدیدهای در زندگی مواجه بودهام. من برادر نازنینم را در جنگ عراق و آمریکا از دست دادم، مادرم که بعد از مرگ برادرم خمبه ابرو نیاورد و همیشه دلداریام میداد، ذرهذره آب شد و او هم رفت. شوهرم را از دست دادم که هیچوقت قدر خود را ندانست. رنج با ما عجین شده است، ولی ما باید صبوری کنیم. ما نباید از زندگی طلبکار باشیم، ما به زندگی بدهکاریم و باید از آن نگهداری کنیم و به آن بیفزاییم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....