حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اما قهرمانان پرآوازه ای از این خطه به تیمهای ملی و سکوهای افتخار میادین بین المللی و قاره ای معرفی کرده است از جمله قهرمانان صاحب نام امروز تکواندو که از میانه گام در صحنه مبارزات آسیایی و جهانی گذارده اند، می توان به یوسف کرمی ، محمدرضا مهدی زاده افتخارآفرینان تکواندوی ایران در مسابقه های آسیایی اردن اشاره کرد. مهدی زاده با آن که جوان است ، خیلی سریع توانسته در جمع بزرگان تیم ملی تکواندو جای پای خود را سفت و محکم کند. مدال نقره از آوردگاه آسیایی اردن اولین موفقیت ارزنده این قهرمان خوب میانه ای بود و بهانه ای شد تا در این صفحه با او به گفتگو بپردازیم.وقتی که 10 ساله بودم ، برای گردش از تهران به میانه که زادگاهم است ، رفتم در همسایگی مادربزرگم در میانه تکواندوکاری به نام سعید محمدحسینی که دو- سه بار قهرمان ایران شده بود زندگی می کرد. آشنایی من با او همراه با جذب من به تکواندو بود با توصیه دایی ام گام در باشگاه تکواندو گذاشتم دو- سه ماهی تکواندو کار کردم تا این که تابستان سال 71 اتفاقی افتاد تا بار دیگر از تهران به زادگاهم میانه بازگشتم.آن موقع که 10 ساله بودم ، شاگرد زرنگی در مدرسه بودم ، به میانه هم که رفتم ، باز هم جزو شاگردان خوب کلاس بودم ؛ ولی به دلیل حضور زیاد در اردوهای ورزشی نتوانستم به طور منظم و مستمر ادامه تحصیل بدهم ؛ چون شهرستانی بودم و اکثر اردوها مصادف با جلسات امتحانات بود، کمتر می توانستم در کلاس درس حاضر شوم . از سال 76 تاکنون یکسره در اردو بوده ام و فرصت درس خواندن و تحصیل کردن نداشته ام ؛ به عبارتی در مدت سال از دوازده ماه نه تا ده ماه آن را در اردو هستیم مسابقه های قهرمانی آسیا در اردن کیفیت بسیار بالایی داشت . تیم کره و دیگر مدعیان با تیمهای اصلی و اول خود آمده بودند دیگر تیمها مثل ژاپن ، اردن ، تایوان با تیمهای خوبی شرکت کرده بودند. در اردن در دور اول حریف عراقی را هشت بر یک بردم ، در دور دوم بر سنگاپوری هفت بر صفر پیروز شدم ، در دور سوم حریف مالزیایی را ناک اوت کردم حریف ژاپنی من که در دور چهارم با آن روبه رو شدم ، حریف خوب و سرسختی بود که دو بر یک او را شکست دادم تا به فینال رسیدم پیش از مبارزه فینال نیت کرده بودم هر مدالی بگیرم آن را به مردم فلسطین هدیه کنم ؛ وقتی که برای فینال نام مرا خواندند تا با کره ای مبارزه کنم ، با پرچم فلسطین و چفیه )که مردم فلسطینی به سروصورت خود می بندند( دور تشک یک دور زدم و این کار باعث شد تا تماشاگران یکپارچه مرا مورد تشویق و محبت خود قرار دهند. در نه سالگی غیر از تکواندو مدت سه ماه در میانه تمرین کشتی می کردم غیر از خودم برادرم حمیدرضا که 1357 متولد است ، در تکواندو فعالیت داشت و تا کمربند قرمز هم پیش رفت ؛ اما خیلی زود جذب بازار کار شد و دیگر ادامه نداد.یک خواهرم در میانه تکواندو کار می کند که 16 سال دارد.الگوی من در تکواندو حسین اکرمی بود که به عنوان مربی مدت 4 سال نکات فنی بسیاری به من آموخت و از نظر اخلاقی و فکری همیشه یار و یاور من بود هنوز هم در مشکلات خود از تجربیاتی که از او آموخته ام استفاده می کنم.داوری در تکواندو آنچنان وضعیت اسفباری پیدا کرده که وقتی حریف کره ای است ، همه چیز برای پیروزی او آماده و مهیا می شود؛ البته این شرایط برای همه تکواندوکاران کشورهای مختلف وجود دارد؛ ولی برای تیم ایران که رقیب نزدیک کره به حساب می آید، داوران وابسته به تیم کره حساسیت بیشتری نشان می دهند و در نتیجه حق بچه های ما را بوضوح پایمال می کنند باور کنید اگر داوران درباره تکواندوکاران ایران حق کشی نکنند، تیم ایران می تواند حتی قهرمان جهان شود. در همین اردن اگر داوری ها خوب بود و درست قضاوت می کردند، هادی ساعی ، بهزاد خداداد و من می توانستیم مدال طلا بگیریم و در مجموع با طلای یوسف کرمی تیم ایران با4 طلا قهرمان می شد. تیم ایران واقعا حقش قهرمانی بود؛ چون برای قهرمانی رفته بود؛ همان طور که در فرانسه تیم ایران قهرمان جهان شد و کره به مقام سوم رسید کره ای ها در مسابقه هایی که در اروپا برگزار می شود، دستشان بسته است و نمی توانند زیاد حق کشی کنند هر وقت مسابقه ها در کشورهای اروپایی انجام شده ، تیم ما نتیجه بهتری گرفته است چون اکثر کشورهای آسیایی از کره حساب می برند، جز ایران باید داوری ها از انحصار کره ای ها بیرون بیاید و میان کشورها تقسیم شود. در اردن 6 داور از کشور کره جنوبی آمده بودند و از کشورهای دیگر هر کدام یک داور.داوران را رئیس کمیته داوران که کره ای است انتخاب می کند باید دست کره ای ها را از اعمال نفوذ کوتاه کرد روزنامه جام جم را هر وقت می خرم ، صفحات ورزشی و حوادث امروز آن را حتما می خوانم صفحه ورزشی "جام جم " کم اما متنوع است بازتاب "جام جم " وسیع است و اکثرا آن را می خوانند. وقتی در اردو به اتفاق دیگر تکواندوکاران دیدیم روزنامه جام جم یک صفحه را به تکواندو اختصاص داده و مصاحبه ای با یوسف کرمی ، همشهری من که در اردن قهرمان آسیا شد انجام داده است ، خیلی خوشحال شدیم بچه ها واقعا روحیه گرفتند که مطبوعات به تکواندو هم اهمیت و بها می دهند باید تمام نشریات و مطبوعات ، همه ورزشها را به یک چشم ببینند البته قصه فوتبال جداست ؛ ولی باید سهم دیگر ورزشهایی که برای کشور افتخار می آورند، محفوظ بماند. در فوتبال یک بازیکن یک گل می زند همه مطبوعات از او عکس ، پوستر و مطلب چاپ می کنند اما این توجه به دیگر رشته های ورزشی اصلا دیده نمی شود جا دارد از مربیان تیم ملی ، تربیت بدنی آذربایجان شرقی ، میانه و حاج آقا علی زاده و مسوولان فدراسیون تکواندو که در حق من زحمات زیادی را متحمل شده اند، تشکر و قدردانی کنم تا یادم نرفته باید از زحمتکشان اصلی خودم یعنی پدر و مادرم یاد و تقدیر کنم که همه بار زندگی ام بر دوش آنهاست و اگر آنها نبودند من نمی توانستم در عرصه زندگی و ورزش پیشرفت کنم به آنها یک خسته نباشید جانانه می گویم. تابستان سال 71 وقتی حدود10 سال داشتم ، تکواندو را از باشگاه تکاور میانه زیر نظر حسن اکرمی آغاز کردم تا سال 75 در خدمت همین مربی بودم تا این که ایشان از شهر میانه رفت و من هم از آن زمان تمرینات خود را در سالن تربیت بدنی و هیات تکواندوی این شهر پیگیری کردم ؛ البته در این مکان مربی ثابتی وجود نداشت و بعضی وقتها آقای فلاحی راد به عنوان مربی تمرینات تکواندوکاران را نظارت می کرد اولین باری که در مسابقه های بین المللی شرکت کردم ، مسابقه های بین المللی دهه فجر سال 76 بود. در این رقابت ها به فینال رسیدم ؛ اما نتیجه را پنج بر شش به حریف کره ای واگذار کردم و مدال نقره گرفتم درواقع این رقابت ها سرآغازی بود و برای ورود من به صحنه های بین المللی ؛ ضمن این که باید اعتراف کنم سکوی پرتاب و پیشرفت من حضور در مسابقه های لیگ باشگاهی بود که با تیم پلی اکریل در این مسابقات شرکت کردم و نقطه شروع مطرح شدن من از لیگ تکواندو بود و از لیگ به مسابقات دهه فجر راه پیدا کردم. اولین سفر برون مرزی من حضور در تورنمنت بین المللی ویتنام بود که 4 ماه بعد از دریافت مدال نقره جام فجر در ترکیب تیم اعزامی قرار گرفتم و این اولین تجربه برون مرزی من بود که به مقام سوم و مدال برنز رسیدم. پس از آن در مسابقه های دهه فجر سال 77 که در تبریز برگزار شد شرکت کردم در این مسابقات به مقام قهرمانی رسیدم و3 ماه پس از آن به مسابقه های آسیایی ویتنام اعزام شدم که در مرحله یک هشتم به حریف کره ای باختم. در سال 78 در مسابقه های قهرمانی نوجوانان جهان که در ترکیه برگزار شد، به عضویت تیم ملی نوجوانان درآمدم که در این رقابت ها هم در مرحله یک هشتم با حق کشی داوران نتیجه را به حریف اسپانیایی باخته و چهارم شدم. در رقابت های دهه فجر سال 79 نیز باز هم یکی از شرکت کنندگان بودم که به مقام دوم رسیدم.پس از آن با تیم پاس در جام پاکال آلمان شرکت کردم و در این مسابقات موفق به دریافت مدال طلا شدم. در همان سال 79 همراه تیم ملی در مسابقه های جهانی کانادا حاضر بودم که در دور سوم مقابل حریف برزیلی پایم شکست و نتوانستم ادامه بدهم. یک بار دیگر در مسابقه های دهه فجر سال هشتاد شرکت کردم که حاصل آن کسب مدال طلا بود پس از این مسابقه ها به رقابت های جهانی فرانسه اعزام شدیم که در دور اول با شکست مقابل حریف تایوانی حذف شدم. نکته مهمی که باید به آن اشاره کنم ، این که در همه این مسابقه ها پنج تا شش کیلو از وزن خود کم می کردم تا خود را به وزن اول یعنی 54 کیلو برسانم در مسابقه های بین المللی بلژیک هم عنوان سومی را کسب کردم پس از آن دیگر از وزن اول جدا شدم و در مسابقه های لیگ به وزن دوم صعود کردم. در سال هشتاد در فاصله دو هفته مانده به شروع مسابقه های دهه فجر دستم شکست و در این رقابت ها تماشاچی بودم پس از آن با مشورت مربیان تصمیم گرفتم تا در مسابقه های آسیایی اردن در وزن سوم شرکت کنم که به مقام دوم آسیا دست یافتم البته پیش از مسابقه های آسیایی اردن خود را چندبار در وزن سوم مسابقه های لیگ آزمایش کرده بودم و در مجموع در اردن کارنامه قابل قبولی گرفتم و در فینال با اعمال نفوذ داوران نتیجه را شش بر پنج به حریف کره ای واگذار کردم ؛ در حالی که همه مربیان ایرانی و حتی خارجی معتقد بودند که داوران 2 خطای کره ای را در محاسبات خود منظور نکرده اند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....