سناریوی قتل شوهر در تلگرام نوشته شد

دوستی تلگرامی زن متاهل با پسر جوان در تلگرام، سرانجامی جز قتل شوهرش نداشت.
کد خبر: ۱۰۵۷۵۳۳

به گزارش جام‌جم، صبح جمعه درگیری در خیابان شهید بهشتی تهران به ماموران گزارش شد که پس از حضور ماموران در محل، مشخص شد مرد 42ساله با ضربه‌های چاقو بشدت زخمی شده است. مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد که بر اثر شدت جراحات جان باخت.

با مرگ مرد جوان جسد با دستور قاضی مرادی، بازپرس جنایی تهران به پزشکی قانونی منتقل شد و تیمی از ماموران تحقیقات برای کشف راز قتل را آغاز کردند.

ماموران در نخستین گام به تحقیق از شاهدان قتل پرداختند که یکی از آنها گفت: ساعت 8 و 10 دقیقه صبح صدای کمک‌خواهی مردی را شنیدم. بسرعت جلوی پنجره آمدم، دیدم جوانی با قد متوسط، با پیراهن آبی چهارخانه در حال ضرب و شتم مقتول است. این شخص با چاقو چند ضربه به مقتول زد و پس از آن بسرعت از محل فرار کرد. مقتول با خون شدیدی که از سرش می‌رفت، روی زمین افتاد و بیهوش شد. بلافاصله با پلیس و اورژانس تماس گرفتیم.

با شناسایی هویت مقتول کارآگاهان به تحقیق از همسر او پرداختند که آذر در بازجویی‌ها گفت: همسرم همراه شریکش یک مغازه آپاراتی دارند. روزهای جمعه یک نفر از آنها به مغازه می‌رفت. روز جمعه ساعت 8 صبح راهی مغازه شد و چند ساعت بعد از مرگ او با خبر شدم.

شواهد اولیه حکایت از قتل با انگیزه زورگیری داشت اما ماموران با بررسی فیلم دوربین‌های مداربسته محل قتل دریافتند سرقتی صورت نگرفته و قاتل با نقشه قبلی در مسیر مقتول قرار گرفته و این جنایت را رقم زده است. کارآگاهان سپس به تحقیق از خانواده و نزدیکان مقتول پرداختند که آذر لب به اعتراف گشود و مدعی شد، پسر 30 ساله‌ای به نام جمشید شوهرم را به قتل رسانده است.

زن 41 ساله ادامه داد: مدتی قبل در یک گروه تلگرامی با جمشید آشنا شدم. پس‌از گذشت مدت کوتاهی، جمشید اعلام کرد قصد کشتن همسرم را دارد اما به حرف‌های او اهمیت نمی‌دادم تا این‌که روز جمعه تماس گرفت و گفت همسرم را به قتل رسانده است.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: خانه جمشید در محدوده میدان شهدای هفتم تیر در جنوب تهران شناسایی و روز یکشنبه هنگام ورود به مترو دستگیر شد.

جمشید بعد از انتقال به پلیس آگاهی لب به اعتراف گشود و گفت: جنایت را یک ماه پس‌از آشنایی در تلگرام به درخواست همسر مقتول انجام دادم.

آذر از ماجرای قتل باخبر بود

جمشید سعی می‌کرد چهره خود را از نگاه دیگران بدزدد. از جنایتی که انجام داده پشیمان بود. فکر نمی‌کرد عشق به زنی که 11 سال از او بزرگ‌تر است، این چنین زندگی‌اش را به ورطه نابودی بکشاند و دست او را به خون مردی که تا به حال او را ندیده بود، آلوده کند.

مجردی؟

بله به عنوان تاسیساتی در یکی از اداره‌‌های دولتی کار می‌کنم. اما می‌خواستم با این زن که 11 سال از من بزرگ‌تر بود، ازدواج کنم.

نقشه قتل را چه کسی طراحی کرد؟

همسر مقتول نقشه قتل را طراحی کرده بود. ما در یک گروه تلگرامی با هم آشنا شدیم و ارتباطمان شکل گرفت. پای صحبت‌هایش که نشستم مدام می‌گفت شوهرش آدم بداخلاقی است، اذیتش می‌کند و کتکش می‌زند. یک روز خوش در زندگی ندیده است. به هم علاقه‌مند شده بودیم. اما زمانی که متوجه شدم شوهرش سد راه خوشبختی‌مان است و او را طلاق نمی‌دهد، قرار شد او را از سر راه برداریم. آذر نقشه قتل را طراحی کرد و من آن را اجرا کردم.

از روز جنایت بگو.

آذر مدام از من می‌خواست شوهرش را به قتل برسانم. آخر هم تصمیم خود را گرفتم. چند روز قبل چاقویی خریدم. اما ترسیدم و چند بار خواستم از کشتن آن مرد منصرف شوم اما هر بار همسر او با من حرف می‌زد، گریه می‌کرد و از بلاهایی که شوهرش برسرش آورده با من حرف می‌زد. ساعت 7 صبح جمعه در اطراف خانه‌شان کمین کردم. مرد میانسال از خانه که بیرون زد سایه به سایه تعقیبش کردم. اول می‌خواستم او را در کوچه با چاقو بزنم که حضور افراد رهگذر من را منصرف کرد. بعد دوباره تعقیبش کردم و در محلی خلوت او را کشتم. بعد از ساعاتی به زن مورد علاقه‌ام زنگ زدم و گفتم کار تمام شد و دیگر کسی سد راهمان نیست.

دوستی تلگرامی زندگی‌ام را نابود کرد

آذر 41 ساله مادر دو پسر و یک دختر است، هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد حضورش در یک گروه تلگرامی منجر به آن شود که پای مردی 30 ساله به زندگی‌اش باز شود و سرانجام تلخی در زندگی‌اش رقم بخورد و پرونده زندگی شوهر میانسالش با توطئه او و مرد جوان بسته شود .

چرا با همسرت اختلاف داشتی؟

شوهرم مدام با من بدرفتاری می‌‌کرد، کتکم می‌زد. آزار و اذیت‌های او تمامی نداشت. من در این سال‌ها به خاطر بچه‌هایم همه سختی‌های زندگی را تحمل کردم. حتی چند بار از شوهرم خواستم مرا طلاق دهد و از هم جدا شویم اما او حاضر به جدایی نبود. خانواده‌ها چند بار سعی کردند به اختلاف و درگیری‌هایمان پایان دهند اما موفق نشدند.

چطور با جمشید آشنا شدی؟

من به پیشنهاد یکی از دوستانم عضو یک گروه تلگرامی شدم. شوهرم بدش می‌آمد که وارد فضای مجازی شوم. اما من برخلاف او دوست داشتم از فضای مجازی استفاده کنم. از ترس این‌که شوهرم متوجه ماجرا شود، یک سیمکارت دیگر خریدم و با آن شماره عضو گروه تلگرامی شدم. سه ماه قبل جمشید به من پیغام خصوصی داد و همین باعث آشنایی بیشترمان شد. حضوری و تلفنی با هم در ارتباط بودیم و او حتی در غیاب شوهرم چند باری به خانه‌مان آمد.

به هم علاقه داشتید؟

من زمانی که با جمشید حرف می‌زدم آرام‌تر می‌شدم و مشکلات زندگی‌ام را فراموش می‌کردم. او زمانی که پای درددل‌هایم نشست و از تلخی و بدرفتاری‌های شوهرم باخبر شد، به من گفت من با تو ازدواج می‌کنم و تو را خوشبخت می‌کنم. چون شوهرم سد راهمان بود، تصمیم به قتل او گرفت .

شوهرت متوجه دوستی تو و جمشید شده بود؟

پسرم به طور اتفاقی در همان گروه عضو شده و متوجه دوستی من و جمشید شده بود. او موضوع را به پدرش گفته بود. اما من گفتم پسرم اشتباه می‌کند و حضورم در آن گروه را انکار کردم.

از نقشه قتل باخبر بودی؟

او به من گفت قصد جان شوهرم را دارد. اما من باور نکردم و گمان می‌کردم شوخی می‌کند. اما روز پنجشنبه و یک روز از قبل از جنایت، برایم در تلگرام پیام فرستاد که می‌خواهد شوهرم را بکشد. من باور نکردم تا این‌که صبح جمعه با من تماس گرفت و گفت شوهرم را با چاقو زخمی کرده و او الان باید مرده باشد. دوستی در تلگرام زندگی‌ام را نابود کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها