وعده‌هایی که تاریخ مصرف دارد

از سارا تا کیمیا

اتفاقاتی که در چند روز گذشته برای کیمیا علیزاده قهرمان تکواندو افتاد، یک بار دیگر پای مسئولان و چهره‌های ورزشی و غیرورزشی را به میان کشید تا از دختر تکواندو دلجویی کنند و البته مسئولان وعده بدهند. شبیه این شرایط را تاکنون ورزشکاران دیگر داشتند و کمک‌هایی هم صورت گرفته است، اما در بسیاری از مواقع بعد از چند روز که از بروز یک حادثه می‌گذرد همه چیز فراموش می‌شود.
کد خبر: ۱۰۵۱۳۱۱

29 دی سال 94 بود که سارا عبدالملکی در سانحه تصادف دچار ضایعه نخاعی شد. هر کس خبر این اتفاق تلخ را شنید متاثر شد. در همان زمان کمپین‌های مختلفی برای کمک به سارا شکل گرفت و مسئولانی مثل وزرای ورزش و بهداشت عنوان کردند هزینه‌های درمان عبدالملکی را پرداخت می‌کنند. چهره‌های معروف ورزشی، هنری و... هم در صفحات اجتماعی‌شان برای این دختر 23 ساله آرزوی سلامتی کردند. بازار عکس گرفتن برخی‌ از همین چهره‌ها با این ورزشکار آنچنان داغ بود که هر کدام از آنها سعی می‌کرد در این زمینه پیشتاز باشد و کنار این سلفی‌ها، قول‌های بسیاری به او و خانواده‌اش می‌دادند.

تمام این اتفاقات سبب شد این تصور به‌وجود بیاید که اگر سارا عبدالملکی دچار یک بدشانسی بزرگ شد، اما هستند کسانی که به‌واسطه شهرت و جایگاهی که دارند از او حمایت خواهند کرد اما این موج خبری خیلی زود خوابید و پس از مدتی دیگر کسی سراغی از سارا عبدالملکی نگرفت.

این روزهای سارا

در صدای سارا عبدالملکی هنوز هم امید وجود دارد. وقتی برای انجام مصاحبه با او تماس گرفتیم صدای دختری را شنیدیم که با یأس و ناامیدی غریبه بود. سارا عبدالملکی با وجود ناملایمات زیادی که در قبال او صورت گرفته، هنوز با زندگی قهر نکرده است و تلاش می‌کند بهتر شود. او همچنان به «کاردرمانی» می‌رود، هر چند بیشتر بدن او هنوز حس ندارد. پدر و مادر سارا هم با وجود مشکلات مالی زیادی که با آن روبه‌رو هستند، خم به ابرو نیاورده‌اند و از هیچ تلاشی برای بهبود سارا دریغ نمی‌کنند.

عبدالملکی درباره وضعیت کنونی جسمانی‌‌اش می‌گوید: چند وقتی است شرایط آن‌طور که باید باشد، نیست. وضعیت جسمی من خوب است و یکی، دو جراحی دیگر باید انجام بدهم. خدا را شکر نگذاشته‌ام روحیه‌ام پایین‌ بیاید. اگر بقیه فراموشم کرده‌اند و کنارم نیستند، اما هنوز خانواده‌ام از من حمایت می‌کنند. البته نسبت به روزهای اولی که تصادف کردم خیلی بهتر شده‌ام. در ابتدا حتی نمی‌توانستم بنشینم و دکترها به مادرم گفته بودند که سارا باید برای همیشه روی تخت بخوابد.

وی در مورد فیلمی که از راه رفتن او منتشر شده بود، می‌گوید: راه رفتن من با دستگاهی بود که با تحریک برق می‌شود چند قدمی راه رفت. من برای این‌که بهتر شوم تلاشم را انجام می‌دهم، اما در حال حاضر از بالای شکم تا نوک انگشتان پاهایم هیچ حسی ندارم.

انجمن راگبی پیگیر نیست

آن‌طور که سارا عبدالملکی به میزان می‌گوید مسئولان انجمن راگبی هیچ سراغی از او نمی‌گیرند و رئیس این انجمن هم به‌خاطر فرار از انتقادات، یکی دو بار به ملاقاتش رفت و تصاویر این ملاقات‌ها را در صفحه اجتماعی خود منتشر کرد، اما پس از آن فراموش کرد که سارا عبدالملکی عضو تیم ملی راگبی بوده است.

عبدالملکی در این مورد می‌گوید: من عضو تیم ملی راگبی بودم، اما بیمه نبودم و حتی یک‌بار که برای مرخصی ورزشی به وزارت ورزش رفته بودم متوجه شدم که حقوق ما به حساب انجمن راگبی واریز می‌شود، اما مسئولان انجمن آن را به ما پرداخت نمی‌کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها