امروزه گروه زیادی از مردم بدون برنامهریزی، ساعتهای زیادی را در شبکههای مجازی سپری میکنند و بدون هدف در آنها میچرخند و اطلاعاتی را که به درستی یا نادرستی آن اطمینان ندارند، دریافت و آنها را در حافظه خود ثبت کرده و بیشتر اوقات بر حسب عادت آنها را منتشر میکنند. این گروه گاهی بدون اینکه خود بخواهند به دریای رسانههای اجتماعی میپیوندند و چون این فضا نامحدود است، اگر توانایی درست استفاده کردن از آن را نداشته باشند، غرق شدنشان حتمی است. به مرور آنها مشتاق میشوند در این دنیای بزرگ دیده شوند و به اصطلاح سریمیان سرها دربیاورند. برای همین است که گروهی نقابهای مختلفی را بر چهره میگذارند. دنیای مجازی همچنان که از نامش پیداست، واقعی نیست - هر چند بعد از مدتی که مهارت استفاده از این فضا را پیدا کنی، یاد میگیری چگونه واقعیت را نیز از لابهلای مجازیها و غیرواقعیها پیدا کنی- دنیایی است که بخشهای مبهم آدمها را آشکار میسازد، یکی از این ابهامات، حس دیده شدن و شهرتطلبی است. فردی که همه عمر در انزوا بوده و طعم تحقیر و خشونت در لایههای درونی او مخفی شده حالا با استفاده از دنیای مجازی، فرصت پیدا میکند که خود را به نمایش گذاشته و به هر ترفندی توجه دیگران را جلب کند.سلفیهای جنجالبرانگیز و انتشار آن در شبکههای اجتماعی (فیسبوک، توییتر، اینستاگرام و...) یکی از راههای دیده شدن است. اما گاهی بیماری در آدمها حادتر از تجربه هیجان برای گرفتن سلفی و لایک بیشتر است، همین چند روز قبل بود که مردی در آمریکا نوزادی را از طبقه پانزدهم آپارتمانی به بیرون آویزان کرد و از کاربران فیسبوک خواست تا لایکهای او را به عدد هزار برسانند، وگرنه نوزاد را رها خواهد کرد!
دیروز باز هم در آمریکا، زن جوانی دوست مرد خود را مقابل دوربین زنده توییتر، سر برید تا توجه مردم را به خود جلب کند !
شبکههای اجتماعی، کاربردهای مثبت زیادی دارند، اما آنچه اکنون بیشتر به چشم میآید، هیولاهایی است که در ظاهر انسانی، بیماریهای خود را در فضای مجازی به نمایش میگذارند و این نکته را ثابت میکنند که شاید علم پیشرفت کرده، شاید داروهایی ساخته شده که جسم انسانها را از بیماریها نجات میدهد، اما روان آدمها روز بهروز بیمارتر و لاعلاجتر میشود. شاید «خوره دیده شدن به هر قیمتی»، بیماری عصر ماست.
طاهره آشیانی - جامجم