حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
اواخر سال 92 ماموران گشت پلیس در جاده ساوه با مردی مواجه شدند که با حالتی پریشان در کنار خیابان ایستاده بود و کمک میخواست. او که آثار ضرب و شتم روی بدنش مشهود و لباسهایش هم پاره شده بودند، گفت: «من راننده کامیون هستم و بار آهن جابهجا میکنم. در حال تردد در جاده ساوه بودم که راننده یک دستگاه پراید پشت سرم آمد و چند بار چراغ زد. فکر کردم برای بارم مشکلی پیش آمده است. همین که کنار جاده توقف کردم و از کامیون پیاده شدم، چهار مرد روی سرم ریختند و با تهدید چاقو مرا مورد ضرب و شتم قرار دادند. آنها دست و پایم را بستند. سپس کامیونم را دزدیدند و خودم را در بیابان رها کردند. بسختی توانستم دست و پایم را باز کنم و به کنار جاده بیایم. رانندهها میترسیدند سوارم کنند تا اینکه گشت نیروی انتظامی پیدا شد و مرا نجات داد.»
با ثبت شکایت راننده، پروندهای با موضوع سرقت تشکیل شد و در اختیار پلیس قرار گرفت. سه ماه از تحقیقات کارآگاهان نگذشته بود که سه راننده دیگر نیز با مراجعه به پلیس، شکایتی مشابه تنظیم کردند. دو نفر از آنها راننده کامیون حمل آهن و یک نفر دیگر نیز راننده خاور حمل فرش و کشمش بود. بررسیها نشان میداد متهمان از سارقان سابقهدار هستند و چند نفرشان نیز با هم نسبت فامیلی دارند. سرانجام با چهرهنگاری و رجوع به بانک اطلاعاتی مجرمان سابقهدار، چهار نفر از متهمان دستگیر شدند. آنها به جرم خود اعتراف کردند تا پروندهشان برای صدور حکم در اختیار شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسین اصغرزاده و با حضور قاضی مستشار، حشمتالله توکلی قرار گیرد.
در ابتدای جلسه رسیدگی، شاکیان درخواست مجازات کردند. سپس متهمان هر یک در جایگاه قرار گرفتند و درباره سرقتها حرف زدند. یکی از آنها گفت: «ما شش نفر بچه محل بودیم. شبانه، دو نفرمان با پراید و چهار نفرمان با سمند در جاده ساوه تردد میکردیم و کامیونهایی را که بار آهن و فرش و... داشتند، زیرنظر میگرفتیم. سپس سرنشین پراید چند بار به راننده کامیون چراغ میزد و او را به بهانه وجود خطر برای محموله، مجبور به توقف میکرد. راننده که در کنار جاده میایستاد، به بهانههایی مثل پاره شدن چادر، پنچر بودن لاستیک یا ... وادار به پیاده شدنش میکردیم. در این لحظه، سه سرنشین سمند با چاقو سر میرسیدند و راننده را با تهدید سلاح سرد کتک میزدند و دست و پایش را میبستند. سپس او را در سمند میانداختیم و کامیون را روشن میکردیم.
پراید جلوتر از کامیون حرکت میکرد تا اگر ایست بازرسی پلیس متوجه ماجرا شد، سریع به همدستانمان خبر بدهد. بار کامیونها را هم به حاشیه شهر میبردیم و به مالخرها میفروختیم. رانندهها را هم در بیابان رها میکردیم.» یکی دیگر از متهمان نیز درباره مبلغی که از سرقتها بهدست آورده بودند، گفت: «ما سه کامیون با بار آهن و یک کامیون با بار فرش و کشمش دزدیدیم که همه آنها را مجموعا 200 میلیون تومان به مالخرها فروختیم.»
در پایان دادگاه قضات وارد شور شدند و هر یک از چهار عضو این باند را به جرم آدمربایی و سرقت مقرون به آزار همراه با سلاح سرد به 25 سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم کردند. 9 مالخر نیز هرکدام به سه سال حبس محکوم شدند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....