حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پخش این گونه برنامههای مناظرهای در رسانه ملی میتواند علمیتر و منطقیتر برگزار شود تا نتایج بهتری نیز حاصل شود. به عنوان مثال در مناظرههای فعلی یک سوال تخصصی ورزشی را از یک فرد روحانی و معمم میپرسند و از کسی که سالها در حوزه ورزش فعالیت کرده و آشنا به زیر و بم ورزش کشور است سوالی خارج از تخصص او پرسیده میشود. بالطبع نمیتوان پاسخی منطقی و عامهپسند را از نامزد مربوطه انتظار داشت از طرف دیگر پاسخ کلی و شاید بیربط نامزد در ذهن مردم این شائبه را ایجاد میکند که وی فردی کمسواد و بیتخصص است.
انتخاب مجری مناظرهها نیز معمولا خالی از اشکال نیست. فرد مجری در حقیقت یک گوینده خبر است که سالها در این بخش تجربه و تخصص داشته، در حالی که رسانههای امروز از فردی به عنوان مجری مناظره انتخاباتی بهره میبرند که آن فرد علاوه بر توانایی ذاتی اجرا و مدیریت چند نفر در برنامه، فردی مطلع به مسائل روز جامعه نیز باشد و به راحتی بتواند نامزدها را با سوالات خود به چالش بکشاند نه این که صرفا یک وقت نگهدار برنامه باشد.
نقد دیگری که وجود دارد این است که تفکری که همه چیز در یک مناظره باید بر مبنای قرعهکشی باشد تا گفتوگویی عادلانه حاصل شود اشتباه است و باید اصلاح شود. تحلیل سیاسی روز را حتی میتواند یک فرد تحصیلکرده در یک خانواده یا مهمانی و حتی یک کارمند ساده بانک در یک شهرستان و روستا ارائه کند و بقیه افراد راغب به حضور در انتخابات شوند. بنابراین در انتخابات ایران همیشه به غیر از رسانهها، واسطههای زیادی برای اطلاعرسانی، تحلیل اخبار و رویدادها و برنامههای نامزدها وجود داشته و دارد.
در کـل از نـظـر علم ارتباطشـناسی (Communicology) ارتباطات یک فرآیند است، اگر قسمتی از برق ساختمانی مشکل داشته باشد یعنی فرآیند برق ساختمان مشکل دارد. فرآیند ارتباطات وقتی حاصل میشود که تمام بخشهای تشکیلدهنده آن هماهنگ و درست عمل کنند. مناظره انتخاباتی هم، چیزی خارج از فرآیند ارتباطات نیست و برای مناظرههای آینده با گذر از دوره آزمون و خطای فعلی، باید مناظرههایی علمیتر و براساس علم ارتباطشناسی برگزار شود. اگر انتظار تشویق به حضور حداکثری مردم را در انتخابات داریم باید تمام بخشهای رسانه ملی با یکدیگر هماهنگی منطقی داشته باشند.
دکتر مهدی محسنیان راد/ استاد دانشگاه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....