در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوم ـ اگر رویکرد کلی این باشد که انقلاب ایران، اتفاقی ناگهان، کنترل نشده و خارج از برنامهریزی اعضای یک جامعه است میشود نتیجه گرفت که سیر آن نیز در طول زمان تابعی از همین ناگزیری و جبر تاریخی است و حتمیت نظریه ترمیدور هم درباره آن صدق میکند اما آیا حقیقتا انقلاب اسلامی ایران حادثهای خارج از اراده مردم بوده است یا اقشار مختلف جامعه در به ثمر رسیدنش نقش داشتهاند و خودخواسته برای اصلاح و تغییر شرایطشان عزم جزم کردهاند؟
به گواه کسانی که انقلاب اسلامی را به چشم خود دیدهاند و در تاریخچه آن باریک شدهاند، این تحول، نهتنها حادثهای ناگزیر نبود بلکه جریانی کاملا سازمان یافته و جهتمند بود که رهبری آگاه، آن را از نخستین جنبشها تا رسیدن به هدف غایی، هدایت کرد. پس نهتنها در جریان انقلاب ایران ردپایی از جبر و تقدیر به چشم نمیخورد، اراده تکتک آنها که خواهان این دگرگونی بودند، در شکلگیریاش دخیل بوده است.
بر این مبنا باید باور کرد که حال انقلاب به احوال آنها که بهوجودش آوردهاند و البته نسلهایی که وارثش شدهاند، وابسته است و اگر اعضا، ارادهای برای چرخش و بازگشت نداشته باشند، هیچ نیرویی نمیتواند انقلاب را تابعی از نظریه ترمیدور کند و از آنجا که مردم پیشتر از آسیبهای احتمالی انقلاب در دهههای آینده با خبر شدهاند، از جریان نظریه برینتون و نظریات مارکسیستی شبیه آن که فرجام انقلابها را چرخش به گذشته میدانند و تحولات اجتماعی را در حصار جبر تاریخی میپندارند، تبعیت نمیکنند و از ارزشهای انقلابی پاسداری خواهند کرد.
سوم ـ رابطه انقلاب و مردم از منظر روانشناسی شباهت زیادی به تعامل میان عشاق دارد. ارتباط عشاق را سالها پیش، استرنبرگ (1987) در قالب مثلثی به نام مثلث عشق تبیین کرد. بر این مبنا عشق مرکب از سه بخش صمیمیت، شور و تعهد است. صمیمیت، رابطه صادقانه و بیریای دو طرف با هم است . شور، طغیان هیجانی است که دو طرف یک تعامل را به سمت هم جذب میکند و تعهد، مسئولیت و وفاداری است که هر طرف نسبت به دیگری میپذیرد. در تعامل عاشقها، شور معمولا پس از مدتی کوتاه فروکش میکند و آنچه دو طرف را کنار هم نگه میدارد، صمیمیت و تعهد است.
هیجانی که به انقلاب مردمی منجر میشود هم مانند شور عاشقانه پس از مدتی کاسته میشود. این مدت گرچه در تعامل میان انسانها معمولا چند ماه است، در یک انقلاب مردمی ممکن است سالها طول بکشد اما به هر حال سرانجام هیجان هر انقلابی تا حدودی فروکش میکند و در این مرحله آنچه مردم را به انقلابشان پایبند میکند، تعهد و صمیمیت است.
تعهد مردم در برابر انقلاب، پذیرش مسئولیت و وفاداری به ارزشهایی است که برای تحققشان قیام کردهاند و صمیمیت، شفافیت و ارتباط بیریا و مستقیم مردم و مهرههای اصلی انقلاب است که از میان خودشان انتخاب شدهاند. با این حساب، اگر انقلابی دو رکن تعهد و صمیمیت را در دوره گذر از طغیان هیجان ناشی از تحول ناگهانی، در خود حفظ کرده باشد، به بقای خود ادامه میدهد و روحیه انقلابیگری در اعضای آن نیز حفظ میشود.
آناهیتا اسفندیاری / روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: