گاهی حتی این رفتار در اثر تاثیر محیط شکل گرفته و رفته رفته تبدیل به یک عادت میشود. در تقسیمبندی بقراط، دمدمی مزاج بودن یکی از صفات آدمی است که پس از به دنیا آمدن همراه او است. ولی روانشناسان مدرن از جمله رفتارگراها، این صفت را یک رفتار، ویژگی و عادتی میدانند که در اثر محیط در فرد نهادینه میشود.
زندگی با این افراد سخت است و همسر را خسته میکند. فردی که این ویژگی را دارد، نمیتواند رفتارها و پیامهای عاطفی همسر خود را درک کند. همسر چنین فردی همیشه در حال تنش و اضطراب به سر میبرد و در بسیاری از موارد مدام با چون و چرا همراه است که چرا همسرم اینطور رفتار میکند؟ چرا هر چه تذکر میدهم درک نمیکند؟ همه این مشکلات بهدلیل همان دمدمی مزاج بودن فرد است. دمدمی مزاج بودن، یک مشکل جدی است و نیاز به درمان دارد و فرد باید به روانشناس مراجعه کند تا تحت درمان قرار گیرد. اولین روشی که باید به کار گیرند، روش «خود هوشیارانه» عمل کردن است. یعنی شخص نسبت به رفتارهایی که از او سر میزند، نظارت آگاهانه دارد و اجازه نمیدهد رفتارهای دمدمی مزاجی از خود نشان دهد.
روش دوم «کدینگ» است. یعنی بهطور مثال فرد کشی به دستش میبندد و هر زمانی که احساس کرد میخواهد رفتار بیثباتی از خود نشان دهد، کش را میکشد و درد ناشی از کشیدن کش این مساله را به او یادآوری میکند.
روش بعدی «خودگویههای مثبت» است. یعنی فرد مداوم به خودش یادآوری کند که میخواهم خلقم را پایدار کنم. روش آخر نیز تهیه یک جدول است. فردی که دمدمی مزاج است، میتواند روزانه رفتارهای مثبت را در آن یادداشت کند و به خودش جایزه بدهد. علیرغم به کار گیری این روشها، بهتر است یک روانشناس در بحث درمان بیمار مداخله کند.
دکتر پرویز رزاقی/ روانشناس