دنیا بر سرم خراب شد

علی‌، یکی از تورلیدرهای با سابقه که سه دهه سابقه فعالیت در کارنامه خود ثبت کرده به خبرنگار ما گفت: در طول فعالیت حرفه‌ای خودم تابستان امسال هنگام برگزاری تور استانبول تجربه‌ای فراموش نشدنی داشتم؛ چون با شنیدن خبر کودتا از مدیر هتل دنیا برسرم خراب شد.
کد خبر: ۹۸۷۷۲۲

علی درباره تجربه نگران خود از آخرین توری که به مقصد ترکیه برد این‌گونه می‌گوید: «امسال تابستان توری به مقصد استانبول ترکیه داشتیم که با توجه به قرار ملاقاتی که داشتم؛ با توجه به عرف تورهای استانبول که معمولا لیدرهای محلی و مقیم ترکیه مسئول برگزاری تور هستند و کارگزاران ترکیه کارها را انجام می‌دهند؛ تصمیم گرفتم کارها را انجام دهم و همراه تور به استانبول بروم. روز سوم اقامت گروه در یکی از هتل‌های نزدیک میدان تکسیم بود که براساس برنامه‌ریزی مسافران کل روز (جمعه) را در اختیار خودشان بودند و من هم به دلیل خستگی در اتاقم استراحت می‌کردم. نزدیک صبح روز شنبه بود که با صدای تیراندازی از خواب پریدم، البته ابتدا فکر کردم خواب دیده‌ام ولی با تکرار دوباره صدا و البته صدای هواپیما متوجه شدم که خواب نیست بلکه ظاهرا مشکلی ایجاد شده. با سرعت لباس پوشیدم و به سمت لابی هتل رفتم وقتی به سالن رسیدم متوجه شدم مشکل بزرگتر از آنچه تصور می‌کردم بوده و کودتا شده است؛ به یکباره دوزانو روی زمین نشستم البته نه به‌دلیل مشکلات سیاسی یا داخلی ترکیه بلکه به‌خاطر مسافرانی که همراهم بودند. یک یا دو دقیقه خشکم زده بود و داشتم به این فکر می‌کردم که چطور از مسافران خبر بگیرم و بعد بی‌اختیار به سمت اتاق‌های مسافرانم دویدم. در این سفر 15 اتاق در یک هتل داشتم و تقریبا چهار خیابان دورتر هم 10 اتاق داشتم، اتاق‌های هتل اول که خودم هم در آن اقامت داشتم را تک تک سر زدم فقط دو نفر از مسافران نبودند ولی هتل بعدی مشکل بود که با توجه به درگیری‌های خیابانی نمی‌توانستم برم به محل هتل بعدی، به خاطرم آمد که اغلب مسافران اینترنت دارند و می‌توانم از همین طریق با آنها ارتباط بگیریم.

سراغ موبایلم رفتم که متوجه شدم سیستم اینترنت قطع شده دوباره به لابی برگشتم و تلفن هتل دیگر را گرفتم پس از مدت طولانی یکی از مسئولان هتل گوشی را برداشت و از وی خواستم تک تک اتاق‌هایی که در اختیار ما بود را وصل کند با ارتباط یک به یک افراد متوجه شدم در مجموع تعداد مسافران فقط چهار نفر از خارج هتل‌ها هستند. از همه مسافران خواستم به هیچ عنوان از هتل‌هایشان بیرون نروند و فقط در هتل باشند تا صبح تصمیم‌گیری کنیم که چه بایدکرد. صبح اول وقت نگران درباره چهارنفر غایب بودم که دیدم موبایلم زنگ خورد گوشی را که برداشتم صدای لرزان حمید یکی از همسفران بود. پرسیدم چه شد گفت بیمارستانیم، واقعا ترسیدم و زبانم بند آمده بود فقط پرسیدم کسی مرده؟ حمید گفت نه خدارو شکر فقط سر یکی از همراهان شکسته که آمدیم بیمارستان و تا ظهر دوباره برمی‌گردیم.»

علی با مکثی معنادار ادامه داد تا رسیدن حمید و سه نفر دیگر هر لحظه مثل یک سال بود تا این‌که حدود ساعت 11 بود که یک خودروی پلیس آنها را به هتل رساند و در نهایت همه با هم تصمیم گرفتیم دو روز باقی مانده از سفر را برای جلوگیری از هرگونه مشکل کلا در هتل باشیم و روز برگشت هم با کلی نگرانی تا فرودگاه آمدیم و بالاخره کار تمام شد. این لیدر با‌سابقه به خبرنگار ما گفت: وقتی به ایران رسیدم؛ علی رغم تقاضای بالای سفر از سوی گردشگران ایرانی تا اطلاع ثانونی پرونده ترکیه را بستم، چون استرس و مسئولیتی که در این منطقه اکنون متوجه تورلیدرهاست واقعا منطقی نیست و ارزش ریسک کردن ندارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها