حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آخر هفتهها در ترکمن صحرا غوغایی است. دهها هزار نفر از پیر و جوان میآیند تا روزی خود را در پس گامهای استوار اسبها جستوجو کنند. در بطن ماجرا هم چابکسوارانی هستند که چند ساعت قبل از هر مسابقه از زیر قرآن رد شدهاند. آنها با جان خود بازی میکنند تا شرمنده خانوادههایی که با چشمانی نگران بدرقهشان کردهاند، نباشند.
اما این تنها استفاده از اسبها در این منطقه نیست. جایگاه آنها والاتر از مسابقات پرشور هر آخر هفتهشان است. رد اسبهای ترکمن را حتی میتوان در شعرهای شاعران آنها گرفت؛ در داستانها و قصههایشان و حتی در لالایی مادران ترکمن صحرا.
ایلات ترکمن، اسب را عزیزترین مددکار خود میدانند و در طول تاریخ، ترکمن با اسبش شناخته شده است. مورخان موفقیت ترکمنها در انجام عملیات برق آسا را مرهون اسبهایی دانستهاند که در اختیار داشته و البته اذعان داشتهاند قدرت سوارکاران ترکمن هم دست کمی از اسبهایشان ندارد.
در موسیقی هم همین طور؛ موسیقی ترکمن هم از اسب بسیار تاثیر گرفته است. بعضی از ریتمهای موسیقی بخصوص در دوتار کاملا با حرکات یورتمه یا چهارنعل اسب مطابقت دارد.
در گذشته وابستگی ترکمنها به این حیوان بسیار بیشتر از امروز بوده؛ با نقش تعیینکنندهای که این حیوان در زندگی ترکمنها داشت، هر فرد حقیقتا به اسب خویش عشق میورزید و با دقت فراوان از او نگهداری میکرد. حتی گاهی هم اتفاق میافتاد که یک سوارکار ترکمن حتی از سن خودش بیاطلاع، اما از سن اسبش کاملا آگاه بود و هفت پشت او را میشناخت و میدانست که در کدام منطقه میزیسته و متعلق به چه طایفه و شخصی بوده است. به همین دلیل مسابقات اسبسواری در این منطقه شکلی آیینی به خود گرفته است. اسبهایی که ترکمنها را دور هم جمع میکنند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....