احتمالا همه ما بارها این دیالوگها و تصاویر غزل خداحافظی قدرت و سید را مرور کردهایم، اما آن حدود 700 تماشاگر سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357 فرصت پیدا نکردند به این بخشهای پایانی فیلم «گوزنها» برسند و در میانههای نمایش این اثر ـ که از آن بهعنوان فیلمی مهم و تعیینکننده و نوعی پیشبینی از انقلاب اسلامی در سینما نام برده میشد ـ دچار آتش نفرت و کینه سرسپردگان رژیم پهلوی شدند.
این مهمترین فاجعه سینمایی در تاریخ ایران و در دوران پیش از انقلاب است، اما در آن سالها سینماهای دیگری هم دچار آتشسوزی شد؛ از جمله سینما اروپا ـ در خیابان شاهآباد سابق و جمهوری فعلی ـ که سال 1349 و در چنین روزی آتش گرفت که حتی سه کشته و ده زخمی بر جا گذاشت. بجز بخشی از آتشسوزی سینماها که به دلیل نقص فنی رخ میداد، بیشتر باید به این موضوع اشاره کرد که عوامل حکومت دنبال ایجاد وحشت میان مردم بودند و محل پررفتوآمد و پرتجمعی چون سینما موقعیت خوبی برای این مقصود بود.
با این حال جای تاسف است که در سینمای پس از انقلاب و حتی در سالهای اخیر هم برخی سینماهای قدیمی دچار حریق شدند. اتفاقاتی که البته هیچ عمد و انگیزهای در آنها دخیل نبود و فقط نشان از بیتدبیری و فرسودگی بافت مجموعهها داشت. نکته جالب اینکه یکی از این سینماهای دچار حریق از قضا همین سینما اروپا بود که 8 اسفند 90 آتش گرفت.
گرچه ساخت تعدادی پردیس سینمایی در چند سال اخیر جای امیدواری دارد، اما آتش گرفتن و تعطیلی بسیاری از سینماهای قدیمی و خاطرهانگیز در تهران و شهرستانها آزاردهنده است و انتظار میرود مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور، اهتمام جدی برای افزایش سالنهای سینما و تجهیز و بازسازی سینماهای قدیمی داشته باشند. ضمن اینکه پیشنهاد هم میشود بعدازاین سینماها را محض اطمینان در جوار آتشنشانیها بسازند!
علی رستگار
فرهنگ و هنر