این بازیگر در 13 دی 1315 در یکی از سرسبزترین خطههای شمال کشور یعنی بندر انزلی به دنیا آمد؛ جایی که جنگل به دریا گره میخورد و دلی آرام و دریایی را به ساکنانش هدیه میدهد. ملک مطیعی علاقهمند به تئاتر و بازیگری بود و از سال 1332 به دنبال یادگیری این رشته سراغ کلاسهای بازیگری زندهیاد محمدحسن میلانی رفت. در ادامه کارش را به صورت حرفهایتر از دهه 40 با بازی در تئاتر و سپس در سال 50 با بازی در فیلم سینمایی «یک چمدان اسکناس» به کارگردانی محمد متوسلانی آغاز کرد و از آنجا که نمیخواست بازیگری تنها راه امرار معاش و یگانه پیشهاش باشد، بعد از کوچ به تهران به استخدام شرکت برق درآمد. او در همین حال حضور در عرصههای هنری را هم به طور جدی پیگیری میکرد و در نمایشهای مختلفی در تئاترهای خیابان لالهزار تهران روی صحنه میرفت.
ملک مطیعی در طول عمر 74 سالهاش در مجموعههای تلویزیونی، فیلمهای سینمایی و تئاترهای گوناگونی بازی کرده و در شماری از به یاد ماندنیترین و محبوبترین سریالهای سالهای نه چندان دور تلویزیون ایفای نقش کرد که «گل پامچال»، «هتل»، «روزگار جوانی»، «مسافر»، «همسایهها»، «شبکه سه و نیم»، «مدار صفر درجه» و «مامور بدرقه» شماری از این آثارند. نقشهایی کوتاه و گذرا که به مدد قوه بازیگری ملک مطیعی به شکلی دوست داشتنی و شیرین ایفا شدند و در خاطر مخاطبان ماندند. با این حال نهایتا در نخستین سالهای دهه 80 بود که شانس به او رو آورده و برای بازی در یکی از مطرحترین نقشهای دوران حرفهای بازیگریاش انتخاب شد. غلام سرایدار یا به اصطلاح «غلام ششلولبند» نام یکی از شخصیتهای اصلی و محوری مجموعه زیر آسمان شهر بود؛پیرمردی سختگیر و با مختصاتی جدی که مدام از خاطرات دوران جوانیاش میگفت و ظاهر خشن و به دور از اعصاب او در کنار کلکلهای کلامیاش با حمید لولایی (بازیگر نقش خشایار مستوفی در این مجموعه) حسابی در ذهن مخاطب جا افتاده بود. موفقیت ایفای نقش ملک مطیعی تا آنجا بود که او در سریهای دوم و سوم ساخته شده از این مجموعه هم همچنان به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی باقی ماند و با تغییرات جدید داستان، بگومگوها و طنزهای زن و شوهری او با ملکه رنجبر بینندگان زیادی پیدا کرد.
نگاهی به کارنامه کاری کیومرث ملک مطیعی، گواهی بر حضور جدی و فعالیت همیشگی این بازیگر در عرصه رنگارنگ هنر دارد. با این حال گویی اینطور به نظر میرسد که او هیچگاه با اتفاقی جدی و بزرگ در عالم بازیگری مواجه نشد و جز بازی در زیرآسمان شهر، نقش ماندگار دیگری از او در کارنامهاش به جا نماند. شاید باید مقصر این قضیه را در انتخابهای کارگردانانی دانست که برای جستوجوی بازیگران نقشهای مجموعههایشان عموما همه سراغ بازیگرانی تکراری که پیش از این در همان قالب و نقش مورد نظرشان محک خوردهاند، میروند و کمتر اجازه و فرصتی برای بروز تواناییهای تازه به دیگر هنرپیشگان میدهند. ملک مطیعی هم بهرغم عمر پرسال بازیگریاش همیشه منتظر نقشی تازهتر ماند. چیزی ورای نقش همیشگی پیرمردانی دمدمیمزاج و سرد که گهگاه جملههایی شیرین هم میگویند و لبخند را به لب مخاطبان میآورند. افسوس که او تا انتهای عمر 74سالهاش در انتظار این آرزو ماند.
صبا داریان
جام جم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)