ایشان آقای غلامی ارجنگی کارشناس و پرورش دهنده انواع مار، تمساح و خزندگان خطرناک هستند که حرفهایشان برایم شنیدنی و بعضا تکاندهنده بود. خیلی آموختم.
پینوشت: مولوی از داستانی میگوید که که مارگیری ماری یخ زده و افسردهای را داخل کولهپشتی میگذارد تا به شهر بیاورد غافل از اینکه گرمای انبان، بتدریج مار را احیا میکند و قوای او را برمیگرداند و در یک چشم به هم زدن جان او را میگیرد .
مولوی نفس را به همین مار تشبیه میکند و میگوید:
نفست اژدرهاست او کی مرده است
از غم بیآلتی افسرده است
یعنی هوای نفس مثل مار یخ زده و افسرده، شاید بهدلیل اینکه فرصتی برایش پیش نیامده، ناتوان جلوه کند ولی هر لحظه میتواند بیدار شده و انسان را هلاک کند.
بزرگترین ضربه برخی خواص در فتنه 88 این بود که جمع محدودی ضد انقلاب را جسور کردند و باعث شدند تا کسانی که بعد از پیروزی انقلاب، از ترس مردم به گوشهای خزیده بودند، بیرون آمده و از مردم و انقلاب انتقام بگیرند.
مارهای افسرده و ناتوانی که با کج رفتاری آن خواص محدود بدنشان آفتاب دید تا زهرشان را به کام مردم بریزند.
ویژگی فتنه غبار آلودگی آن است . مردم بصیر از ورای گرد و خاک، حق را دیدند و حماسه ی 9 دی را آفریدند. حتی کسانی که به سران فتنه رای داده بودند.