حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او از معدود کارگردانان زن تئاتر است که سابقه فعالیت بیش از چهار دهه را در این عرصه در کارنامه خود ثبت کرده است.«شمس پرنده»، «من به باغ عرفان»، «من ازکجا، عشق از کجا»، «هفت شهر عشق»، «بیژن و منیژه»، «رستم و سهراب»، «در اندرون من خسته»، «آنتیگونه»، «هفتخوان رستم»، «لیلی و مجنون» و... برخی از تئاترهایی است که صابری در این سالها به روی صحنه برده است. با او به بهانه اجرای نمایش «شمس پرنده» که اخیرا در مجموعه کاخ سعدآباد به روی صحنه رفته بود به گفتوگو نشستهایم.
اخیرا نمایش «شمس پرنده» به کارگردانی شما برای چندمین بار در طول این سالها به روی صحنه رفت و با اقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شد، فکر میکنید اصلیترین دلیلی که این نمایش توانسته با وجود اجراهای مختلف در این سالها نزد مردم مقبول بیفتد چیست؟
همانطور که اشاره شد «شمس پرنده» به اعتقاد من در زمره آثاری است که بازخورد خوبی از سوی تماشاچیان داشت، بهطوری که در اجرای اخیر در طول شبهایی که این نمایش به روی صحنه میرفت تمام بلیتها فروخته میشد، با وجود آن که اعلام کرده بودیم راس ساعت 20 نمایش شروع میشود و در این ساعت درهای سالن بسته خواهد شد، ولی میدیدیم با وجود راه دور و مسیر پرترافیکی که تا سعدآباد ادامه داشت،همه مخاطبان راس ساعت در سالن حاضر میشدند. به هرحال شاید یکی از دلایلی که مردم به دیدن این نمایش اقبال نشان دادند دلبستگی به ادبیات و اصولا آثار ادبی کهن است که به نظرم در تمام ایرانیها وجود دارد. تا جایی که میدانم همه مردم حافظ و مولانا و دیگر مفاخر فرهنگی را دوست دارند،بهویژه این که از گذشته تا امروز درباره شمس و مولانا حکایات زیادی وجود داشته است و همینطور تمایلاتی نسبت به شناخت بیشتر شخصیت شمس. روی این اصل است که نمایشهایی نظیر «شمس پرنده» توانسته با اقبال خوبی مواجه شود، ضمن اینکه برای به روی صحنه بردن این نمایش همیشه یک چیز برایم اهمیت ویژهای داشته و آن این که حسهای موجود در نمایش به مخاطب منتقل شود،این هم امر آسانی نیست و کارگردان باید با ظرافتهایی که در تئاتر سراغ دارد و میشناسد و به مدد انتخاب صحیح بازیگر به این موضوع دست یابد و من اگر خودخواهی نباشد فکر میکنم در این سالها و در تمام اجراهایی که «شمس پرنده» داشته توانستهام تا حدود زیادی در این مسیر یعنی انتقال حس به مخاطب موفق شوم. افسوس که هوا رو به سردی گذاشت وگرنه اجرای «شمس پرنده» میتوانست ادامه یابد.
خاطرهای هم از رودررو شدن با مردم در پشت صحنه نمایش «شمس پرنده» داشتهاید؟
یادم هست چند سال پیش که نمایش در یکی از سالنهای تهران روی صحنه رفت، وقتی نمایش تمام شد به پارکینگ رفتم تا سوار ماشینم شده و به منزل بروم، ناگهان دیدم خانمی با عجله به سمتم میدود،اول ترسیدم و خیال کردم نکند از نمایش خوشش نیامده و میخواهد به من انتقاد کند، اما او جلو آمد و مرا بغل کرد و گفت شمس پرنده خیلی او و خانوادهاش را تحتتاثیر قرار داده است.این خاطره خیلی در ذهن من باقی مانده است.
اگر موافق باشید از تئاتر فاصله بگیریم، یک سوال درباره شبکههای مجازی داشتم، خود شما چقدر به این شبکهها گرایش دارید؟
بهطور کلی ارتباطم با شبکههای اجتماعی خوب است، چون فکر میکنم میتواند برای اطلاعرسانی در زمینه اخبار فرهنگی ـ هنری عملکرد خوبی داشته باشد، البته نحوه استفاده از شبکههای اجتماعی بستگی به خود افراد دارد و اینکه چطور بخواهند از این شبکهها و اصولا رسانههای مدرن استفاده بهینه کنند.
در زمانهایی که سر صحنه نیستید و اصولا کار تئاتر در دست ندارید اوقات فراغت را چطور میگذرانید؟
دوستانی دارم که به دیدن آنها میروم یا آنها به منزلم میآیند،همیشه ارتباط با دیگران برایم اهمیت داشته است، زیرا تصور میکنم اساسا ایرانیان در مقایسه با دیگر کشورها انسانهایی اهل ارتباط و معاشرت هستند و نمیتوانند به دور از دوست و فامیل و آشنا زندگی کنند. مواقعی هم که در منزل هستم سعی میکنم حافظ بخوانم یا کتابهای خوبی را که منتشر میشود، مطالعه کنم.همیشه به اشاعه فرهنگ اعتقاد داشتهام و تا جایی که در توانم بوده در این سالها تلاش کردهام در این زمینه گام بردارم. آرزو دارم فرهنگ یگانه ایران به نسلهای مختلف منتقل شود تا آنها بدانند چه گنجینه باارزشی در اختیار دارند،این مساله هم به مدد تولید آثار هنری میسر میشود. همچنین امیدوارم شرایطی فراهم شود تا نمایشهایی مثل «شمس پرنده» مجالی برای اجرا در شهرستانها هم داشته باشند. در کشورهای دیگر به این شکل است که گاه از رهگذر ساخت برنامههای فرهنگی، سالها بهرهبرداری بهینه و به فرهنگسازی و ارتقاء دانش عمومی افزوده میشود، امیدوارم در کشور ما هم این مساله جا بیفتد و اجرای برنامههای فرهنگی ـ هنری مثل تئاترها و کنسرتها فقط به پایتخت محدود نشود و دیگر شهرهای کشور هم بتوانند به تماشای این برنامهها بنشینند.
خانم صابری شما 84 ساله هستید، کارگردانی در این سن چگونه است؟
من در شناسنامه 84 سالهام اما فکر میکنم درونم جوان و 25 ساله است و سعی کردم فیزیک خودم را حفظ کنم البته زمان به کسی لطف نمیکند عمر میگذرد و این ما هستیم که باید از لحظههایش بهره ببریم و طوری زندگی کنیم که وقتی به پشت سر نگاه میکنیم همراه با حسرت و افسوس و... نباشد.
فکر نمیکنم در ایران کارگردانی داشته باشیم که در این سن و سال اجرای نمایشی سنگین مانند شمس پرنده را روی صحنه ببرد؟
نمیدانم ولی خودم هم فکر نمیکنم که 84 ساله هستم و در عمل هم نشان دادهام که با همان نیروی 30 سالگی کار میکنم.
آزاده صالحی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....