حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
آثاری که از زاویه جدید و کمتر پرداخت شدهای سراغ کودکان و نوجوانان رفته است.
خدا میآید
بچهها در فیلم کوتاه «خدا میآید» مجید مجیدی نقشی محوری و اساسی دارند. در یکی از روستاهای دورافتاده شمال، مادر خانواده دچار بیماری سخت و لاعلاجی میشود و دختر و پسر کوچک خانواده در غیاب پدر، مستاصل شدهاند تا این که از همسایههای خود و دیگر اهالی روستا میشنوند که تنها چاره این وضعیت، نامه نوشتن به خداست و همین باعث میشود بچهها دست به کار شوند و به خدا نامه بنویسند تا حال مادرشان را خوب کند. حسین محجوب که بعدها در «رنگ خدا» هم برای مجیدی بازی کرد، یکی از بازیگران این فیلم است.
بدوک
«بدوک» به عنوان اولین فیلم بلند مجید مجیدی، قصهای آشنا، پرسوز و گداز و مبتنی بر احساسات دارد و قصه زندگی تلخ یک خانواده، مرگ پدر به عنوان پناه و تکیه گاه و جدایی و آوارگی یک خواهر و برادر کودک را روایت میکند. محمد کاسبی، مهرالله مزارهی، الله نور براهویی، عیدوک مقدم و مریم طهان برخی از بازیگران این فیلم هستند.
بچههای آسمان
بچههای آسمان یکی از موفقترین و ماندگارترین فیلمهای مجید مجیدی است که به فقر و نداری یک خانواده فرودست، نگاهی ظریف و هنرمندانه دارد. علی و زهرا به دلیل بیپولی پدر، ناچارند اوقات مدرسه رفتن خود را با یک جفت کفش سر کنند، یعنی صبحها زهرا با یک کتانی موجود به مدرسه برود و هنگام بازگشت از مدرسه، کفش را به علی بدهد تا او به شیفت عصرش در مدرسه برسد. «بچههای آسمان» پر از سکانسها و لحظات تاثیرگذار و خاطرهانگیز است که یکی از آنها سکانس مسابقه دو است که علی تلاش میکند به جای اول شدن، سوم شود؛ چون جایزه نفر سوم یک جفت کتانی است. این فیلم بود که اولین بار سینمای ایران را تا یک قدمی اسکار برد. ضمن این که سنگاپور هم براساس همین قصه «بچههای آسمان»، فیلمی به نام «کفش مسابقه» ساخت. رضا ناجی، میر فرخ هاشمیان، بهاره صدیقی و فرشته سرابندی در «بچههای آسمان» بازی میکنند.
رنگ خدا
یکی دیگر از تاثیرگذارترین فیلمهای مجید مجیدی که با محوریت کودکان و نوجوانان ساخته شده، «رنگ خدا» است. فیلمی پر از سکانسهای تماشایی و همدلی برانگیز که احساسات مخاطب را به چالش میکشد. در این اثر با پسر نابینایی به نام محمد رمضانی همراه میشویم که پدرش هاشم چون قصد تجدیدفراش دارد، او را به یک کارگاه نجاری میفرستد، اما اتفاقاتی که در ادامه قصه میافتد، پدر را متوجه اشتباهش میکند. سکانس پایانی فیلم و تکان خوردن انگشتهای محمد،از درخشانترین قابهای تاریخ سینمای ایران است. بازی حسین محجوب به نقش پدر و محسن رمضانی، بازیگر نابینا از مهمترین امتیازات «رنگ خدا» است.
باران
اگرچه اغلب فیلمهایی که سینمای ایران درباره مسائل و مشکلات مردم افغان در کشورمان ساخته، واجد قصد و نیتی محترم و همدلانه بوده، اما کمتر کارگردانی توانسته حس و حال این فضا را بخوبی تصویر کند. فیلم «باران» ساخته مجید مجیدی از معدود فیلمهای خوب و تاثیرگذاری است که در این زمینه ساخته شده است. این اثر قصه دختری افغان را روایت میکند که از روی استیصال، ناچار میشود خودش را جای مردان جا بزند و در یک برج در حال ساخت، کارگری کند. در میان همه این تلخیها، عشق جوانه میزند و گرهی دیگر به قالی اثر میافکند. زهرا بهرامی به نقش باران و حسین عابدینی به نقش لطیف، بازیهای خوبی ارائه میکنند.
پدر
«پدر» فیلم تحسین شده مجید مجیدی درباره یک نوجوان است؛ پسری به نام مهرالله که پس از مرگ پدرش، به شهری دیگر میرود تا با کار، هزینه خانوادهاش را تامین کند. بعد از مدتی که برای دیدن مادر و خواهرش به دیارش برمیگردد، متوجه ازدواج مجدد مادرش با یک ژاندارم میشود. او این اتفاق را برنمیتابد و سعی میکند مخالفت خود را با تصمیم مادر با کاری اشتباه اعلام و عملی کند. محمد کاسبی نقش همسر دوم مادر را بازی میکند و پریوش نظریه هم بازیگر نقش مادر است. حسن صادقی و حسین عابدینی از دیگر بازیگران فیلم «پدر» هستند.
بید مجنون
«بید مجنون» یکی از عجیبترین و فلسفیترین فیلمهای مجیدی به عنوان نویسنده و کارگردان است و نعمت بینایی، اگرچه ظاهرا ماجرای قصه قهرمانِ فیلم، یوسف را شکل میدهد، اما باری تمثیلی مییابد و دیدن زیباییهای جهان و چشم بستن بر زشتیهایی که دنیا را تهدید میکند، واجد تاویل و تفسیرهایی فرامتنی است. بازی پرویز پرستویی از مهمترین امتیازات فیلم است. رویا تیموریان، آفرین عبیسی، لیلا اوتادی و رضا ناجی از دیگر بازیگران «بید مجنون» هستند.
آواز گنجشکها
یکی از تحسینشدهترین فیلمهای کارنامه مجید مجیدی، «آواز گنجشکها» است. موفقیت این فیلم هم در ایران و هم خارج از کشور، نشان داد اثری که درست ساخته شده باشد، قابلیت برقراری ارتباط با طیف وسیعی از مخاطبان را فارغ از تفاوت زبانی و فرهنگی دارد. «آواز گنجشکها» سراغ موضوعی به نام تغییر شخصیتی میرود و این کار خطیر و حساس را به شکل هنرمندانهای انجام میدهد تا حالت شعاری و تصنعی پیدا نکند. کریم با بازی تماشایی رضا ناجی در مزرعه پرورش شترمرغ کار میکند، اما یکی از شترمرغها از آنجا فرار میکند که همین اتفاق باعث اخراج کریم از کار میشود. بنابراین او ناچار میشود برای گذراندن امورات زندگی و تامین هزینه خانواده، دست به هر کاری بزند؛ ماجراهایی که باعث نگاه جدید او به هستی میشود. موسیقی این فیلم را حسین علیزاده ساخته است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....