رفتار داخل خانه نیز با رفتار محل کار و مغازه و مهمانی کاملا متفاوت است. اینها را جامعهشناسی تحت عنوان «نقشها» میشناسد و بر آن ارج مینهد، اما ورای ماهیت نقشها، چیزی به نام «ماسک» وجود دارد که این روزها به پدیدهای رایج تبدیل شده و گاه از مصادیق سقوط اخلاقی و گسست اعتماد به شمار میآید. در تعریفی ساده، ماسک یعنی نقش بازی کردن به گونهای که خصوصیات اساسی و پایهای فرد به دروغ چیز دیگر و وارونهای نمایش داده شود. ماسکها دامنهای متنوع از مسائل فردی و اجتماعی را دربر میگیرند؛ از کلاهبرداری در فروش فلان کالا گرفته تا گول زدن دختران برای ازدواج و دو یا چندشخصیتی بودن. مشکل اینجاست که پدیده ماسک آنقدر در جامعه امروزی ما رواج پیدا کرده و شاید فضای مجازی هم به آن دامن زده باشد که خود واقعی آدمها براحتی قابل تشخیص نیست و در نتیجه اعتماد و حس همکاری و تعاون را بشدت تحت تاثیر قرار داده باشد، اما ماجرا آنجا بدتر میشود که اخلاق و احساسات انسانی با هدف کسب منافع اقتصادی ـ منافع اقتصادی کوچک و حتی بسیار کوچک ـ بازیچه ماسکدارها شود.
اینجاست که آدمها حتی برای کوچکترین مورد نمیتوانند به یکدیگر اعتماد کنند و همواره با ترفندهایی به دنبال کشف خود واقعی دیگرانند و متاسفانه پس از مدتی جستوجو با واقعیتی چند برابر متفاوت از آنچه در ظاهر دیدهاند، مواجه میشوند و دلشکسته در لاک خود فرو میروند.
اینجاست که آسیبی به نام «تنهایی شیک» رخ مینماید که این روزها فراوان دیده میشود. آدمهایی به ظاهر شیک و خوشحال، اما به غایت تنها و بیکس و گریزان و ترسان از هر نوع ارتباط انسانی. مصداق بارز این پدیده را میتوان در کاهش عمر ازدواجها، پایداری دوستیها و سقوط ارزشهای انسانی و اخلاقی مشاهده کرد.
باید مردمشناسان، روانشناسان اجتماعی و جامعهشناسان را به کمک برای ریشهیابی و ارائه راهحل برای آن فراخواند تا از ماسکدار شدن بیشتر اعضای جامعه جلوگیری کرده و وجدان جمعی را از خطرات آن آگاه کنند. باید از این اصل زنگار گرفته، غبار برگرفت که مکانیسم دنیا، «مکانیسم فواره» یا به عبارتی «گندم از گندم بروید، جو زجو» است و آدمها را به سوی ارزیابی عمل خود و نتیجهاش فراخواند، چراکه ماسک را فقط اخلاق میتواند از چهرهها برکند و روح زیبای انسانی زندانی در پس آن را لبخندزنان آزاد کند.
سیدعلی دوستیموسوی - روزنامه نگار