خشم، هیاهو و کپی‌کاری!

«خشم و هیاهو» ساخته هومن سیدی به نوعی سرراست‌ترین قصه‌ای است که در فیلم‌های او روایت می‌شود.
کد خبر: ۹۷۱۷۷۶

فیلم دو ارجاع فرامتنی دارد؛ اول نام خشم و هیاهو رمان مشهور ویلیام فاکنر و دوم پرونده جنایی معروف دهه 80 که البته در کپشن ابتدایی هر گونه شباهت با پرونده واقعی را تصادفی می‌داند که به نظر می‌رسد این نکته برای جلوگیری از پیگیری‌های حقوقی بعدی طرفین آن واقعه است.

خشم و هیاهو با وجود این که قصه‌ای سرراست دارد، اما در نیمه ابتدایی سعی می‌کند داستانش را با روایت دروغ خسرو پارسا تعریف کند و پس از آگاهی مخاطب از قتل تینا حالا قصه به شکلی واقعی و خطی و آن‌گونه که هست تعریف می‌شود، اما در پایان همه چیز ناقص رها می‌شود. خشم و هیاهو نمی‌تواند ارتباط یک خواننده سوپر‌استار با دختری معمولی را به شکل درستی واکاوی کند و میان یک اثر با نگاه اجتماعی و قصه‌ای جنایی سرگردان است.

با نگاهی به نیمه دوم فیلم تفاوت‌های جدی این داستان با داستان واقعی به چشم می‌آید. در خشم و هیاهو کاراکتر حنا با بازی ضعیف طناز طباطبایی گویی قاتل نیست و به خاطر عشق به خسرو قتل را گردن گرفته است.این نکته در سکانسی که حنا می‌خواهد واقعیت را برای خانواده تینا و خسرو بگوید قرار است بازگو شود، اما کارگردانی عجیب و آماتور این سکانس که دوربین را ثابت گوشه‌ای گذاشته و سکوتی بی‌دلیل برقرار است باعث می‌شود بیننده به دریافتی جدید نرسد و بازپرس هم که به وضوح کاراکتری ناقص و پرداخت نشده دارد، نمی‌تواند به این واقعیت برسد. بازپرسی که می‌توانست راوی قصه و کاشف حقیقت باشد، اما در حد حضور در چند سکانس باقی می‌ماند.

در خشم و هیاهو باز هم هومن سیدی علاقه‌اش را برای به تصویر کشیدن کاراکترهای بی‌اعصاب با فحاشی‌های با دلیل و بی‌دلیل نشان می‌دهد و نوید محمد‌زاده که گویا دارد مدام خود و نقش‌هایش را تکرار می‌کند این بار کاراکتری را بازی می‌کند که بی‌دلیل پرخاش می‌کند و خود را تافته جدا بافته‌ای می‌داند که حداقل در این فیلم دلیلی برای آن وجود ندارد.

سینمای هومن سیدی بعد از «سیزده» به سمتی حرکت کرده که آرام‌آرام نمی‌توان با آن ارتباط برقرار کرد. داشتن یک سینمای شخصی و تجربی نه‌تنها ایراد نیست، بلکه نشانه مولف بودن یک فیلمساز است، اما اینجا این سینمای تجربی بیشتر کپی سینما و موسیقی دنیایی است که نسبتی با فرهنگ ایران ندارد. هومن سیدی تجربه کردن را دوست دارد، اما این تجربه حتما می‌تواند قواعدی کلاسیک داشته باشد.قواعدی که گام اولش خواندن پرونده جنایتی است که فیلم قرار است براساس آن ساخته شود.

مجتبی نوایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها