اگر مقداری به رفتار این روزهای خودمان با خودمان و دیگران دقیقتر نگاه کنیم، این تغییر خلق و خو بیشتر به چشم میآید. دقت کردهاید چند وقتی است با هم خیلی مهربان نیستیم؟ بخصوص به رانندگیها توجه کنید. برای یک راه گرفتن و چند ماشین جلو رفتن در ترافیک، بعضی وقتها انگار با دشمنان خونیمان روبهرو هستیم و آنچنان چند متر فضای خالی را اشغال میکنیم و بعدش آنقدر احساس پیروزی و رضایت میکنیم که حد ندارد! دقت کردهاید چقدر در «تنهایی شیک» غرق هستیم؟ اطرافمان پر از آدم است، اما به هزار و یک دلیل آدم مناسب برای رفاقت کمتر پیدا میکنیم؟ دقت کردهاید سنجیدن آدمها با متر و معیار دارایی و ظاهر زیاد شده است؟
حواستان هست خیلی وقتها عذرخواهی کردن را «افت کلاس» میدانیم. دقت کردهاید خیلی وقتها نوع رفتارمان با عزیزترین کسانمان و غریبهها فرق نمیکند؟ یعنی غریبهها احترام بیشتری دارند؟...
یک چنین جزئیاتی شاید در این کوران مشکلات اقتصادی و قسط و قرض، در این گرفتاریهای بههم پیچیده که هرکس صورتش را با سیلی سرخ نگاه میدارد و اینقدر مشکل و مساله دارد که اصولا این حرفها برایش فانتزی است.
اما عبور کردن ما از کنار اینها، موضوع را حل نخواهد کرد. این که سطح مهربانی افراد یک جامعه با هم کاهش یابد، اعتماد عمومی آسیب ببیند، اصول اخلاقی کمرنگ شود و سوءظن قدرت بگیرد، به ضرر همه ماست. به ضرر کودکان ما و نسل بعدی است. من و شما الان که جوان هستیم، احترام درخوری را که اکنون شاید از سالخوردگان دریغ کنیم، فردا از همین کودکان انتظار خواهیم داشت و اگر امروز مجموعه اینها را به همین کودکان آموزش ندهیم و خود حرمتشان را نگاه نداریم، فردا کولهبارمان خالی خواهد بود. آنچه گفته شد بخشی از گمشدههای امروز ماست که زیر بار غبار مشکلات روزمره پنهان شده است. غافل از این که گذشت بیرحم زمان و جریان زندگی فرصت ما را برای یافتن این گمشدهها کم و کمتر میکند.
سیدعلی دوستی موسوی - روزنامه نگار