حالا دیگر برنامه‌های مناسبتی بخش قابل‌توجهی از برنامه‌های تلویزیون را به خود اختصاص داده است.ماه رمضان، نوروز، محرم و... تنها بخشی از این مناسبت‌ها هستند که برنامه‌سازان تلویزیون در آن آثار متناسب با این ایام را روانه آنتن می‌کنند.
کد خبر: ۹۵۵۲۴۲

در طول این سال‌ها، تلویزیون تلاش کرده‌ برنامه‌های مطلوبی با مناسبت‌های یاد شده تولید کند، اما آنچه در اینجا می‌خواهم به آن بپردازم دو عنصری است که معمولا آثار اینچنینی برایشان تعریف شده است (یا حداقل معتقدم که برای سروشکل دادن به این آثار برای آنها در نظر گرفته شده است) اول موضوع «پیام» اثر و «نحوه انتقال آن» به مخاطب است که طبیعی است هرچه زیرپوستی‌تر و غیرمستقیم‌تر باشد، برای تماشاگر امروزی اثرگذارتر است. یعنی همان کاری که سازندگان آثار آن طرف آبی می‌کنند و در ساخت و طراحی این نوع آثار بسیار موفقند و توانسته‌اند پیام‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را به شکل غیرمحسوسی در آثارشان بگنجانند و به خورد مخاطبانشان بدهند. تقریبا تمام آثاری که در این حوزه ساخته می‌شوند این رویه را حفظ کرده‌اند تا آنجا که به نظر می‌رسد قانون نانوشته‌ای سازندگان این‌گونه آثار را ملزم می‌کند به شکلی اثرشان را بازتاب دهند که کمترین نشانه از منظور غایی در نگاه اول در آن به چشم آید.

اما موضوع دومی که باید سازندگان آثار مناسبتی به آن توجه ویژه کنند (به نظر من اگر مهم‌تر از پیام اثر و نحوه انتقال آن نباشد، کمتر از آن هم نیست) موضوع عجیب، پرچالش و تا حد زیادی مبهم مساله «جذابیت اثر» است. واقعا وقتی می‌گوییم یک اثر باید جذاب باشد تا مخاطب پای آن بنشیند و آن را دنبال کند، چیست؟ برداشت ما از موضوع جذابیت تا چه اندازه مشترک است و اساسا این جذابیتی که از آن سخن می‌گوییم در چند مصداق بیرونی می‌توان پیدا کرد؟ این سوال‌ها و سوال‌هایی از این دست ما را به این مهم می‌رساند که احتمالا ما درباره موضوعی مثل «جذابیت یک اثر» دچار یک نوع ابهام‌گویی و کلی‌گرایی‌های معمول هستیم که هیچ وقت نخواسته‌ایم مساله جذابیت را مورد واکاوی اساسی آن هم از منظر یک رسانه عام مثل تلویزیون قرار دهیم که مساله «جذابیت آثارش» باید مورد مداقه مجدد قرار بگیرد.

وقتی می‌خواهیم عوامل «جذابیت یک اثر» را برای رسانه پرمخاطبی مثل تلویزیون نام ببریم به عوامل بسیاری می‌رسیم که هر یک در جای خود قابل تامل هستند، اما آیا همه این عناصر را می‌توان در آثار پرمخاطب ما پیدا کرد؟

هنر در نهایت یک امر ذوقی و سلیقه‌ای است و همان چیزی که ممکن است برای یک فرد یا گروه جذاب و دلچسب و برای فرد یا گروه دیگر ملال‌آور و خسته‌کننده باشد. البته این گفته که نمی‌توان همه مخاطبان رسانه را راضی کرد تا حدی درست است، اما می‌توان با تشکیل اتاق‌های فکر کارآمد، دایره برنامه‌های جذاب و غیرتکراری را بیش از اینها وسعت داد و مخاطبان بیشتری را جذب کرد.

در دنیای رسانه‌ای امروز «جذابیت» حرف اول را می‌زند و سازندگان آثار تلویزیونی می‌کوشند هم در فرم و هم محتوا از حداکثر مواد لازم برای جذابیت استفاده کنند و در این مصاف رسانه‌ای ـ چه به لحاظ امکانات و چه به لحاظ قوانین ـ طبیعی است که دست سازندگان آثار تلویزیونی ما به اندازه آنها باز نیست اما می‌توانیم حداقل «فرم» و «ساختار» ویژه آثار خودمان را داشته باشیم. فرم و ساختاری که برای مخاطب مشکل‌پسند این زمانه هم جذاب باشد.

مهدی غلامحیدری/ دبیر قاب‌کوچک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها