جذابیت این آثار بیشتر به خاطر سویه تاریخی و واقعی بودن ماجراهای آن بوده است، گرچه که مخاطب هوشمند این سالها میداند آنچه به اسم یک اثر تاریخی به او عرضه میشود، ممکن است دقیقا و نعل به نعل با مندرجات صفحات تاریخی هماهنگی نداشته باشد و بعضی از آثار هم صرفا شبه تاریخی بودهاند یعنی فقط رنگ و لعاب تاریخی دارند و عنصر داستانگویی آنها به وفاداری به تاریخ، میچربد. شاید به نظر برسد که به لحاظ داستانگویی استفاده از روایتهای تاریخی کار راحتی باشد، اما واقعیت این است که موضوع آنقدرها هم که از دور به نظر میرسد، ساده نیست. گاهی نبود منابع تاریخی موثق و در پارهای اوقات هم عدم تشابه منابع تاریخی، عرصه را چنان بر فیلمساز ما تنگ میکند که به ناچار مجبور است، «زاویه دید» خود را درباره آن اثر انتخاب کند. موضوعی که ممکن است بسیاری با آن موافق نباشند و برخی دیگر هم آن را به عنوان یکی از الزامات ساخت آثار تاریخی پذیرا باشند.
در حال حاضر ساخت آثار تاریخی صرفا به عنوان یک اثر تصویری که قرار است تنها اوقات فراغت مخاطب را پرکند، در نظر گرفته نمیشود در واقع پرکردن اوقات فراغت مخاطب از اهداف ثانویه این آثار هستند. ساخت آثار تاریخی در زمانه فعلی ابزاری برای ابراز وجود است که با آن میتوان فرازهای تاریخی گذشته خود را یادآوری کرد یا درباره شکوه یک حماسه که رگههایی از تراژدی هم در آن هویداست، سخن گفت. اینجاست که دوربین فیلمساز ما به اندازه قلم مورخی که شاهد وقایع بوده، ارتقا مییابد و بیاغراق به همان اندازه هم مهم میشود.در کشور ما با این قدمت تاریخی عجیب و غریب که در بین کشورهای منطقه و جهان حقیقتا رشکبرانگیز است،این گونه هنری میتواند برگ برندهای باشد در دست هنرمندی که میخواهد علاوه برروایت تصویری از گذشته دور یا نزدیک به تاریخ باشکوه کشورش هم صحه بگذارد و آن را بازتاب دهد و باید اعتراف کرد که ساخت اثری تاریخی که حائز این موارد مهم باشد کاری بسیار سخت و دشوار است.کسی که به عنوان رهبر این گروه انتخاب میشود، باید صاحب ویژگیهایی باشد که بتواند اثر را به بهترین و شایستهترین شکل ممکن به فرجام برساند. مرحوم علی حاتمی، داوود میرباقری، حسن فتحی و امرالله احمدجو ازجمله هنرمندانی هستند که با آثارشان نشان دادهاند این ویژگیها را دارند.
درحال حاضر ساخت آثار تصویری تاریخی ـ اگر درست تولید و عرضه مناسبی هم داشته باشند ـ بهعنوان یک محصول مهم و استراتژیک فرهنگی میتواند دربین مخاطبان منطقه و جهان برای خود جا باز کند و به چشم آید. تولید این نوع آثار و ارائه آن به مردم منطقه علاوه بر این که بر فرهنگ غنی ما صحه میگذارد به هر حال بار روانی مثبتی هم خواهد داشت که اشارهای به تسلط فرهنگی ما در حوزه تولید این نوع آثار است هرچند کشورهای دیگر منطقه هم تلاش کردهاند در این حوزه ورود کنند و آثار مختلفی هم در این گونه تولید کردهاند، اما عقبه فرهنگی کشور ما آنقدر پربار است که دست برتر را دراین زمینه داریم اگرچه نمیشود گفت در آینده هم اوضاع اینگونه خواهد ماند و رقیب هیچ کاری در این زمینه نخواهد کرد.
مهدی غلامحیدری/ دبیرقاب کوچک
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)