برای کربلا که سرزمینی در کرانه غربی رود فرات و مرز میان دشت و صحراست، تاریخی پرسرگذشت روایت کردهاند. این منطقه در دوره ساسانیان جزو بابل محسوب میشده و در این دوران سرزمینی آباد بوده که بدویان شام و حجاز برای تامین آذوقه به این سرزمین آمد و رفت داشتند، اما بعدها رو به خرابی نهاده است. بهگونهای که بعد از فتح آن از سوی سعد بن ابی وقاص در دوران خلیفه اول و سال 12 هجری، فرمانده سپاه مسلمین نتوانست بدی آب و هوای این منطقه را تحمل کند و مجبور به ترک آن شد.
درباره اطلاق نام کربلا به این سرزمین هم اختلاف نظر وجود دارد و پژوهشگران آن را واژهای عربی، عبری، آرامی یا بابلی میدانند. معنای مختلفی هم برای سرزمین کربلا در نظر گرفته شده است. یاقوت حموی، جغرافیدان قرن هفتم هجری نام این شهر را به معنای سستی در گامها گرفته است.
گروهی دیگر هم معتقدند که کربلا به زبان آرامی به معنای جایگاه نماز و نیایش یا حرم خدایان بوده است. درنگی کوتاه درباره هر یک از این معانی، نشان میدهد که هر کدام از این معانی با سرگذشت کربلا همخوانی دارد. کربلا سرزمینی است که در آن گامها سست میشود و حریمی است که عاشقان آرزوی نماز و نیایش در آن را دارند. اما این محل در فرهنگ عمومی شیعه نامهای دیگری دارد و بسیاری آن را سرزمین درد و بلا و امتحان و ابتلا میدانند. معنی کربلا هرچه باشد، فرقی ندارد چون کتاب کربلا را باید دوباره نه بلکه صدباره خواند و از آن درس گرفت و باید به این سوال پاسخ داد که کربلا و امام حسین(ع) در کجای زندگی ما قرار دارد.
فتاح غلامی
گروه سیاسی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....