چشم اروپا به دگردیسی در آمریکـا

روابط تاریخی دو سوی آتلانتیک و به هم پیوستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان ایالات متحده آمریکا و اروپا برای هر دو طرف از اهمیت حیاتی برخوردار است و اروپا و آمریکا دوبال مکمل و تفکیک‌ناپذیر آنچه هستند که «دنیای غرب» نامیده می‌شود.
کد خبر: ۹۵۲۳۴۷

از این رو روند‌ انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا به‌طور سنتی با رویکرد فعال، کنجکاو و دغدغه‌مند اروپا اعم از سیاستمداران و دولتمردان یا مردم عادی و افکار عمومی مواجه بوده است. فعل و انفعالات عجیب و استثنایی در مبارزات انتخاباتی 2016 آمریکا و ترکیب نامأنوس و غیرمتعارف نامزدها، نگاه نگران و توأم با بیم و امید ممالک اروپایی بویژه اتحادیه اروپایی را بیش از گذشته به خود معطوف کرده و چنین رویکردی آشکارا در تمام ممالک اروپایی به چشم می‌آید.

اروپایی‌ها که ایالات متحده را به‌عنوان متحد راهبردی و به نوعی لنگر ثبات بخشی امنیتی، سیاسی و اقتصادی قاره می‌شناسند و هرآینه به حمایت‌های او مستظهر هستند، به دو دلیل نگاه ژرف‌تری به انتخابات این دوره در ایالات متحده دوخته‌اند: یکی به دلیل شرایط خطیر و حتی بحرانی است که قاره سبز از لحاظ وضعیت نامساعد اقتصادی و مالی، نگرانی‌های امنیتی ناشی از جنگ و بحران در خاورمیانه و هجوم آوارگان و مهاجران با آن دست به گریبان است و بویژه تهدیدات و تهاجمات تروریستی که چند مدتی پایتخت‌های اروپایی را دچار هراس و نا‌امنی بی‌سابقه‌ای کرده است. دیگری به دلیل شرایط نامتعارفی است که بر فضای رقابتی انتخابات ریاست‌جمهوری این دوره آمریکا سایه افکنده، بویژه چهره نامطمئن و ناشناخته‌ای مانند دونالد ترامپ از حزب جمهوریخواه به بسیج جناح‌های تندرو و سفیدهای آمریکایی پرداخته و با طرح شعارهای پوپولیستی سیاست‌های سنتی و مستقر دموکراسی‌های غربی را به چالش طلبیده است. اروپایی‌ها تحت این شرایط حقیقتا نگرانی و تشویش از خود نشان می‌دهند و هاج و واج مانده‌اند که چگونه چنین ترکیب ناهمگون و غیر‌عادی بر فضای انتخاباتی جاری این بزرگ‌ترین قدرت سیاسی که داعیه رهبری جهان را دارد، شکل و سامان گرفته است. گرچه احزاب سیاسی حاکم و اپوزیسیون در برلین، بروکسل، پاریس، رم و حتی لندن در حال حاضر چنان در رویارویی با انبوهی از مشکلات داخلی اعم از برگزیت (خروج شوک‌آور بریتانیا از اتحادیه اروپایی)، شکاف در داخل اتحادیه و پیش‌رو بودن دو انتخابات مهم سال 2017 در آلمان و فرانسه به خود مشغول شده‌اند که فرصت چندانی برای نظر انداختن به آن سوی آتلانتیک برایشان باقی نمانده است، اما همین سیاستمداران و بویژه مردمان عادی قاره خوب می‌دانند آن فردی که در اوایل سال 2017 به عنوان قدرتمند‌ترین فرد پا به داخل کاخ سفید می‌گذارد تا چه اندازه در تعیین مقدرات مناسبات متحدان سنتی دو سوی آتلانتیک بویژه در این شرایط دشوار، نقش‌آفرینی خواهد کرد.

در یک برآورد کلی باید گفت که گرچه مواضع و گرایشات دو نامزد انتخاباتی آمریکا در کشورهای مختلف اروپایی،طرفداران مخصوص به خود را دارد، لیکن افکار عمومی اروپا به دلیل شرایط ذکر شده، نزدیکی‌های به مراتب بیشتری به هیلاری کلینتون نامزد حزب دموکرات از خود نشان می‌دهد. رسانه‌های جمعی، محافل اجتماعی و فرهنگی و حتی جریان‌های اقتصادی در این آشفته بازار رخدادهای بین‌المللی و منطقه‌ای از مواضع نامتعادل، مبهم و مهاجمانه دونالد ترامپ آشکارا نگرانی از خود نشان می‌دهد و سیاست‌های پوپولیستی، ملی و هراس‌آفرینی دونالد ترامپ و تمایل او به سیاست‌های انزواگرایی سنتی آمریکایی را هیچ بر نمی‌تابند، آن را پاسخگوی نیازمندی‌های دنیای در حال رقابت و پر تحول امروز نمی‌داند و با رسالت تمدن بالنده غرب سازگار نمی‌بیند. وقتی ترامپ می‌گوید که آمریکا دیگر نمی‌تواند پلیس تمام دنیا باشد؛ اروپا و آسیا باید به خود متکی باشند؛ از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپایی استقبال و ابراز شادمانی می‌کند، از مواضع ولادیمیر پوتین در اوکراین و کریمه حمایت می‌کند؛ به راست‌های افراطی اروپایی نظیر لوپن در فرانسه رویکرد نشان می‌دهد و...، این همه پشت اروپایی‌های گرفتار بیم و بحران را می‌لرزاند.

هرچند که سیاستمداران اروپایی به خود و به مردم خود دلداری می‌دهند که بین شعارهای انتخاباتی و عملگرایی پس از پیروزی احتمالی، آن هم از سوی سیاستمدار تازه به دوران رسیده و تاجر مسلکی نظیر ترامپ فرق وجود دارد لیکن آنان عملکرد مهاجمانه همین چند سال پیش جورج دبلیو بوش جمهوریخواه در قشون کشی بی‌مهابا به عراق و افغانستان که آن همه بلا و مصیبت روی دست اروپائیان از بمب و ترور و خشونت داعشی در پایتخت‌های اروپایی تا هجوم آوارگان و مهاجران گذاشت را از یاد نبرده‌اند و هیچ نمی‌خواهند ریسک چنین مناسباتی را دوباره تجربه کنند. گرچه کلیت افکار عمومی اروپا در وضعیت ناخوشایند انتخاباتی فعلی از هیلاری کلینتون دموکرات جانبداری از خود نشان می‌دهد لیکن بسیاری محافل سیاسی و اجتماعی اروپایی به ویژه رسانه‌ها با توجه به سوابق سیاسی خانم کلینتون از یک سو سیاست خارجی او را با چاشنی «مداخله‌جویی و جنگ‌طلبی» مورد ارزیابی قرار می‌دهند و کلینتون را سیاستمداری می‌شناسند که دیپلماسی را با سیاست و اقدامات میلیتاریستی ترکیب می‌کند و سوی دیگر گرایش سیاسی و اقتصادی عمومی وی را به سوی پاسیفیک و شرق آسیا که حاصل آن چیزی جز واگرایی نسبی از اروپا نخواهد بود، مورد انتقاد قرار می‌دهند.

بسیاری از تحلیلگران روابط اروپا و آمریکا معتقدند که هیلاری کلینتون از دکترین برژینسکی، مشاور اسبق ریاست جمهوری آمریکا دنباله روی می‌کند که معتقد است: «آینده اقتصاد و سیاست دنیا در اورآسیا و شرق دور رقم خواهد خورد و آمریکا باید به آن سوی دنیا شیفت کند». با این وجود به عقیده اکثریت طیف‌های اروپایی، هیلاری مجموعا سیاستمدار به مراتب قابل قبول‌تر و مطلوب‌تر در قیاس با دونالد ترامپ جمهوریخواه است، زیرابر حفظ و تقویت کلیت اتحادیه اروپایی تأکید دارد و به ویژه خواهان خروج بریتانیا از اتحادیه نبوده و آن را مغایر با وحدت اروپایی و وحدت رویه دو سوی آتلانتیک دانسته است.

بهاءالدین بازرگانی / سرکنسول پیشین ایران در مونیخ

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها