در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به قدرت رسیدن هر یک از نامزدهای دو حزب دموکرات یا جمهوریخواه با توجه به صفبندیها و اتحادها و ائتلافهای حزبی و سیاسی در درون و بیرون از ایالات متحده تاثیرات و پیامدهای مهمی را بر امنیت بینالملل، سیاستهای پولی و مالی بینالمللی، روندهای جهانی شدن، مسیر مقابله با تهدیدات بینالمللی و... برجای میگذارد. با این مهم، این دور از انتخابات آمریکا با توجه به حضور شخصیت غیرسیاسی و جنجالی و پرحاشیه دونالد ترامپ در آن به عنوان نامزد نهایی جمهوریخواهان با دقت و وسواس بیشتری از سوی کارشناسان و تحلیلگران جهان در حال پالایش و بررسی است و رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا را تا حدود زیادی متفاوت با دورههای پیشین مینماید.
ورود هیلاری کلینتون به کاخ سفید به عنوان نخستین رئیسجمهور زن آمریکا ضمن آنکه میتواند نقطه عطفی در سنت دموکراسی آمریکایی به حساب بیاید، تا حدود زیادی باعث چرخش سیاست خارجی آمریکا از طیف چپ حزب دموکرات به سمت طیف راست این حزب شده و به همان نسبت در تحولات سیاسی بینالمللی نیز بازتابهایی را خواهد داشت. از آن جمله میتوان به احتمال برقراری دور تازهای از رقابتهای بینالمللی میان آمریکا و روسیه، آمریکا و چین، تشدید تنشهای ایالات متحده با برخی قدرتهای منطقهای ناهمسو با منافع ایالات متحده در نظام بینالملل همراه با تقویت روابط آمریکا با متحدان سنتی عربی آن اشاره نمود. از سویی دیگر به همان نسبت میتوان تداوم همکاریهای آتلانتیکی میان آمریکا ـ اروپا و تنشزدایی در روابط آمریکا ـ رژیم صهیونیستی با توجه به روابط خوب خانواده کلینتون با مقامات اسرائیلی را انتظار کشید. همچنین میتوان از احتمال تکاپوی تازه ایالات متحده در برخورد با گروههای تروریستی افراطی مانند داعش و هستههای دیگر آن در گوشه و کنار جهان سخن گفت. بیشک اینکه آمریکا چقدر میتواند در این مسیر و وادی باشد، بحث دیگری است.
پیامدهای پیروزی ترامپ
از دیگر سو، تصور و فرض به قدرت رسیدن دونالد ترامپ است که تاکنون توانسته بزرگترین شکاف سیاسی و عقیدتی کمنظیری را در درون حزب جمهوریخواه ایجاد نماید. او با وجود اتخاذ مواضع جنجالی و بعضا افراطی هنوز از حمایتهای بخش وسیعی از مردم عمدتا سفیدپوست برخوردار است و این موضوع شاید چنین برداشتی را بهوجود آورد که این نتیجه میتواند در روندهای فعلی بینالمللی احیانا گسستها یا تغییر مسیرهایی را ایجاد کند. اما با نگاهی به کارنامه سیاسی آن بخش از بدنه حزب جمهوریخواه که تاکنون از نامزدی وی حمایت کرده و در حلقه نزدیک به ترامپ قرار دارند و عمدتا افراد نزدیک به طیف چپ حزب جمهوریخواه هستند، میتوان دریافت با وجود جنجالهای شکلگرفته فعلی پیرامون برخی اظهارنظرها یا مواضع وی روندهای فعلی سیاست بینالملل بعید است که دچار گسستی شگرف و بنیادین شده یا در روابط سیاسی و بینالمللی ایالات متحده و متحدانش در مناطق گوناگون جهان تغییرات مهمی روی دهد. شاید مهمترین شاخصهای سیاست بینالملل در صورت ورود ترامپ به کاخ سفید را بتوان چنین برشمرد: احتمال نزدیکی منافع ایالات متحده و روسیه در برخی حوزههای پیرامونی با وجود بقاء تضادهای بنیادین و آشتیناپذیر در حوزههای کلیدی و مهم سیاست بینالملل، احتمال ایجاد تنشهایی تازه در روابط آتلانتیکی میان آمریکا و اروپا یا آمریکا با برخی قدرتهای منطقهای در گوشه و کنار جهان یا احتمال تضعیف اعتبار نهادها و سازمانهای بینالمللی در نتیجه تغییر رویکرد آمریکا به فلسفه کارکردی چنین نهادهایی. از یاد نبرید که ناتو و سازمان ملل متحد از جمله نهادهایی بودهاند که تاکنون مورد انتقاد دونالد ترامپ واقع شدهاند.
به هر روی، انتخاب هریک از دو نامزد حزب دموکرات یا جمهوریخواه با توجه به سابقه کاری و موضعگیریها و سخنرانیهای آنها و افراد نزدیک به آنها در اوج رقابتهای ریاست جمهوری آمریکا، ضمن تغییر برخی الگوهای نقشآفرینی آمریکا در صحنه بینالمللی و منطقهای که قطعا متفاوت با میراث اوباما خواهد بود، گسستهای بنیادین و بسیار غیرقابل پیشبینی و غافلگیرانهای را در شاکله سیاست بینالملل و ترسیم منافع ملی آمریکا در عرصه جهانی و منطقهای ایجاد نخواهد کرد و از این رو استفاده تاکتیکی از فرصتهای کوتاه مقطعی و زودگذر را برای دیگر دولتها و بازیگران بینالمللی و منطقهای با توجه به همسویی برخی منافع در برخی حوزهها ایجاد مینماید که شناخت درست و استفاده بهینه از آنها ضرورتی انکارناپذیر دارد.
نهایتا گرچه با توجه به اتفاقات و تحولات نابههنگام و غیرقابل تصور تحلیلگران عرصه سیاست بینالملل، در برخی از کشورهای جهان و بخصوص اروپا، احزاب ملیگرا و پوپولیست نوظهور توانستند با سوار شدن بر موج مشکلات و امواج متلاطم تاثیر پذیرفته از بحرانهای اقتصادی سالهای 2006 تا 2008 قاره اروپا براحتی، به رقابت و جدال با احزاب کلاسیک و سنتی و دیرپای این کشور برخیزند و آنان را به چالش اساسی گرفتار نمایند و این پیشینه و حوادث در کشورهای اروپایی بر برخی آیندهپژوهان و تحلیلگران به ذهنیتی نوین تبدیل شد که احتمالا این موج پوپولیستی و ملیگرایی تا درون آمریکا نیز کشیده خواهد شد و روند حوادث بینالمللی و بیزاری و خستگی افکار عمومی از افراد کلاسیک میان آنان را به سمت آدمیانی چون ترامپ با شعارهای هنجارشکن حتی در آمریکا خواهد کشاند، اما باید گفت به نظر میآید همانگونه که همین احزاب نوظهور در پی برآمدن از صندوقهای رای و جا گرفتن در صندلی قدرت تا حدود زیادی مجبور به تطبیق خود با استانداردهای سنتی حاکم بر جامعه خود و حوزه پیرامونی خویش شدند.
برای آمریکایی که از سنت و ارزشهای خاص تاریخی و سیستم پیچیده حکومتی برخوردار است، آمدن احتمالی افرادی چون آقای ترامپ در نهایت میتواند موجب دگرگونیهای وسیع و بنیادین شود. بسیاری معتقدند آمریکا، آمریکاست با تمامی ویژگیهای خاص خود و نهایتا دولتمردان راه یافته به قدرت نیز به هنگام لزوم همان کنند که باید و شاید سیاست کلی آنهاست.
دکتر بهرام قاسمی / سخنگوی وزارت امور خارجه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: