آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
این کتاب داستانهای کوتاه و تعدادی داستان مینیمال از احمد طبایی را در بر میگیرد. داستانهای این کتاب از سال 80 تا 92 نوشته شدهاند.
نویسنده درباره این کتاب میگوید: داستانها براساس ذهنیتی که به خاطر طرح جلد کتاب به وجود میآورد، جنایی یا پلیسی نیستند، اما در داستانی که عنوان کتاب از نامش گرفته شده، یک قتل اتفاق میافتد. ولی داستان جنایی نیست.
این کتاب 31 داستان را شامل میشود که عناوین آنها به ترتیب عبارت است از: اجباری، اعتراف، انتخاب، انتقالی، انتقام، آتشبس، آرامش در حضور دیگری، آن که باد میکارد...، پاداش، پرسش، پرواز، تبریک، تصمیم، تعبیر، تلخ و شیرین، تلنگر، تنگنا، حسرت، خشم خاموش، داوری، دایره، زمان، سرپناه، سگ هار، فراموشی، قفس، گربه، نماینده، واکنش، وسط خیابان و همراه.
داستان «تلخ و شیرین» را از این کتاب میخوانیم:
مرد سیلی محکمی به صورت زن زد و با فریاد گفت:
- آخه اینم شد زندگی؟ دیگه از دست تو خسته شدم...
زن که اصلا انتظار نداشت، ناباورانه دستش را روی صورتش گذاشت و چند قطره اشک به آرامی از گوشه چشمش سرازیر شد.
زن همانطور که چمدانش را میبست، گفت:
- من دیگه یه لحظه هم تو این خونه نمیمونم. میرم خونه بابام تا تکلیفم با تو روشن بشه...
مرد که میخواست خود را بیتفاوت نشان دهد زیر لب گفت:
- برو به جهنم. دیگه نمیخوام ببینمت.
زن با قدمهای تند از خانه خارج شد و در را محکم بست. هنوز چند ثانیهای از رفتن زن نگذشته بود که صدای هولناک ترمز اتومبیلی در خیابان پیچید. مرد سراسیمه و نگران به سمت در خانه دوید. وقتی در را گشود و به خیابان نگاه کرد، نفس راحتی کشید و لبخندی بر چهرهاش نقش بست.
زن بسرعت در پیادهرو راه میرفت.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....