مرتضی (رضا ناجی) که بهخاطر ترکشی که توی سرش هست ذره ذره داره بیناییش رو از دست میده بعد از نابینا شدن توی نامهای برای یوسف (پرویز پرستویی) مینویسه: از وقتی که تصمیم گرفتم دیگه نبینم، خیلی چیزا رو دیدم...
بهانه روایت: داستان آفرینش، شکستن عهد انسان با خداوند، قهر و خشم پروردگار و سرانجام بخشایش مجدد پروردگار داستانی تکراری است، اما همیشه ظرفیت بررسی از جهات مختلف و خلق داستانی تازه را دارد.
«بید مجنون» نیز با همین محوریت در بیان همین معانی بظاهر ساده است که تلنگری میزند بر فراموشی و شکستن مکرر عهد انسان فراموشکار با خداوند و انسانی که در زمان سختی دوباره به سوی خالق خود بازگشته و عهدهای قدیمیاش را به یاد میآورد. «بیدمجنون» پرطرفدارترین فیلم بیست و سومین جشنواره فجر(1383) در 9 رشته نامزد دریافت سیمرغ شد و در نهایت چهار سیمرغ بلورین را به خود اختصاص داد.
خلاصه داستان: یوسف نابینا (با بازی پرویز پرستویی) که به نظر میرسد دچار بیماری مهلکی است، برای معالجه چشمانش و با پشتیبانی دایی ثروتمندش راهی فرانسه میشود. در آنجا پزشکان، بیماریاش را خوش خیم و بیاهمیت تشخیص میدهند و در عین حال متوجه میشوند که انگار راهی برای بینایی یوسف وجود دارد؛ پس چشمانش را جراحی و یوسف بینا میشود. از اینجا فیلم رنگ دیگری میگیرد. یوسف بیقرار و تشنه دیدن، تصاویر پاک و ناپاک را با هم میبلعد.
مجنون میشود و به سوی گناه میرود. بینایی اکنون رابطی شده که او دیوانهوار به سوی گناه برود. او این مسیر را میرود تا آن که بار دیگر بیناییاش را از دست میدهد. در دنیای تاریکی او بار دیگر به درگاه خدا استغاثه و توبه میکند و مورچههایی که گویی قاصد بارگاه ملکوت هستند، آرامش را برای یوسف باز میآورند.
ساناز قنبری
جامجم