سایه سنگین نازیسم به شکلی محسوس، بر حلقههای المپیک سنگینی میکرد و خاطرات تلخ آن از جمله نگاههای مظلومانه جسی اوونز، قهرمان طلایی و سیاهپوستی که هیتلر حاضر نشد با او دست بدهد، هنوز در ذهن ورزشدوستان دنیا زنده است. البته در تاریخ برگزاری 120 ساله برگزاری المپیک (که به دلیل جنگهای جهانی، وقفههای طولانی را در خلال خود تجربه کرد) تقریبا در هر دوره رد پای سیاست دیده شد. از المپیکهای 68، 72 و 76 که کشورهای آفریقایی برای اعتراض به رگههای پررنگ آپارتاید در ورزش، المپیک را تحریم کردند (و حتی در المپیک 68، تامی اسمیت و جان کارلوس، دوندگان سرعت در اعتراض به تبعیض نژادی در آمریکا، روی سکوی قهرمانی به سیاهان دنیا ادای احترام کردند) تا المپیک ۱۹۸۰ مسکو که 50 کشور دنیا در اقدامی بیسابقه المپیک را تحریم کردند تا به حمله شوروی به افغانستان اعتراض کرده باشند. شوروی که در سال 80 به شکلی عجیب توسط کشورهای دنیا تحقیر شد، 4 سال بعد جبران کرد. در المپیک بعدی، نوبت شوروی بود تا همپیمانان خود را برای اعتراض به المپیکی که قرار بود در لسآنجلس برگزار شود، تهییج کند. تقریبا تمامی کشورهای عضو بلوک شرق (طرفدار شوروی سابق) بازیهای المپیک را تحریم کردند. آنها علت این اقدام را عدم تامین امنیت مسابقات به دلیل نصب موشکهای پرشینگ آمریکا در غرب اروپا اعلام کردند.
در سال 88 کشورهای دیگر فرصت تسویه حساب پیدا کردند. در المپیک ۱۹۸۸ سئول، کوبا، اتیوپی و نیکاراگوئه در اعتراض به محرومیت کرهشمالی، شرکت نکردند. در المپیک ۱۹۹۲ آتلانتا، اریک رودولف آمریکایی که دارای عقاید راست افراطی بود در اعتراض به سقط جنین با بمبگذاری در پارک المپیک، دو نفر را کشت. در المپیک ۲۰۰۰ سیدنی، افغانستان از حضور زنان در میان نمایندگان این کشور جلوگیری کرد و به همین دلیل بهطور کلی از حضور در بازیها حذف شد. این اتفاق نزدیک بود در المپیک قبلی (2012 لندن) برای عربستان هم تکرار شود. اگرچه درنهایت در این باره سازش شد، اما این سازش، اعتراضات بسیاری را برانگیخت و سرانجام ماجرای دنبالهدار نفوذ سیاست در ورزش و بخصوصو المپیک، به المپیک ریو کشیده شد. المپیکی که نگرانیهای بسیاری درباره آن وجود دارد. گرچه با تصمیم IOC (کمیته بینالمللی المپیک) برای اولین بار تیمی از پناهندگان (شامل ورزشکارانی از کشورهای کنگو، سودان جنوبی، سوریه و اتیوپی) که توسط خود IOC ایجاد شد، اجازه یافتند در رقابتها حضور یابند؛ اما اتفاقهای دیگری در حاشیه برگزاری این رخداد ورزشی بزرگ وجود دارد که همه را نگران میکند. برزیل مدتهاست که درگیر اختلافات داخلی است و تظاهرات مردمی حتی با برکناری رئیسجمهور فروکش نکرد. روسف که توانسته بود میزبانی جام جهانی و المپیک را برای برزیل بگیرد و امیدوار بود میزبانی از این دو رویداد بزرگ، بتواند تاثیری مستقیم بر رفاه زندگی مردم کشورش بگذارد، در هر دو پروژه شکست خورد. تظاهرات تا زمان آغاز جام جهانی و حتی در حین برگزاری آن در سال 2014 میلادی ادامه داشت و شکست تحقیرآمیز 7 بر یک برزیل مقابل آلمان، تمام برزیل را وارد یک ناآرامی بزرگ کرد. عمر دولت او به المپیک کفاف نداد و در آخرین روز فروردین ماه امسال برکنار شد. نمایندگان مجلس سفلای برزیل رای به برکناری رئیسجمهوری این کشور دادند تا استیضاح دیلما روسف کامل شود.
رای مثبت 210 نماینده این مجلس به برکناری روسف، باعث شد برزیل با میشل تمر معاون روسف گام به المپیک بگذارد. فردی که دیلما روسف، او و ادواردو کانها، رئیس مجلس نمایندگان برزیل را متهم به دسیسهچینی علیه خود کرده بود. حالا برزیل، کشور زیبای قهوه و سامبای فوتبالی، دوران گذار از روسف را میگذراند. در شرایطی که میشل تمر با عنوان «کفیل ریاست جمهوری» کشور را اداره میکند. مجموعه این اتفاقات باعث شد تظاهرات حزبی و سیاسی به تظاهرات کارگری اضافه شود و اوضاع را وخیمتر از گذشته کند. برزیل با چنین وضعیتی، افتتاحیه را پشت سر گذاشت. خبرنگارانی که برای پوشش رویداد عظیم المپیک به سرزمین «تندیس مسیح» پا گذاشته بودند، از آماده نبودن صد درصدی ساختمانها و ورزشگاهها گزارش ارسال میکردند. از گرانی فوقالعاده و از برنامهای که برزیل برای کسب درآمد خالص از برگزاری چنین رویدادی تنظیم کرده و این شاید از بخت بد مردم کاملا فوتبالی منطقه آمریکای لاتین بود که باید در بدترین روزهای سیاسی خود پذیرای 14 هزار ورزشکار 206 کشور دنیا باشند.
علی جوادی / روزنامهنگار