چرا کاتالوگ؟
زمانی که اینترنت و خرید از طریق آن به گستردگی امروز نبود و سایتهای بزرگ فروش اینترنتی مانند آمازون به عرصه وب پا نگذاشته بودند، کاتالوگهای محصولات از اصلیترین ابزارهای انتخاب و خرید در آمریکا به شمار میرفت. افراد با خرید کاتالوگها، آنها را ورق میزدند و با دیدن تصاویر و قیمت کالاها، جنس موردنیازشان را انتخاب میکردند. در بسیاری از موارد، سفارش محصولات نیز از طریق همین کاتالوگها صورت میگرفت.
بنابراین عجیب نیست گوگل از همان اوایل راهاندازی سرویس جستوجویش، به فکر افزودن این کاربرد پرطرفدار به آن باشد. براین اساس، سرویس کاتالوگها در سال 2001 (تنها دو سال پس از راهاندازی خود شرکت) بهعنوان یک سرویس رایگان آغاز به کار و به موتور جستوجوی گوگل افزوده شد. جستوجوی کاتالوگها برای شرکتی که زمان زیادی از تاسیس آن نمیگذشت، سرویس بزرگ و پرهزینهای به شمار میآمد، زیرا گوگل باید حجم زیادی از این کاتالوگهای کاغذی را اسکن میکرد و بهصورت دیجیتال در میآورد تا کاربران بتوانند آنها را در صفحه وب مشاهده کنند.
با وجود هزینه بالا و پیچیدگی کار، پروژه کاتالوگهای گوگل با موفقیت شروع به کار کرد و با توجه به قراردادهای گوگل با تولیدکنندگان بزرگ در آمریکا، تعداد کاتالوگهای موجود در آن روز به روز افزایش مییافت. لباس و مد، جواهرات و لوازم منزل از جمله پرطرفدارترین بخشهایی بود که کاتالوگهایشان در دسترس جستوجوگران قرار گرفت. کاربران میتوانستند با مشاهده کاتالوگهای مختلف، محصولات مورد علاقهشان را پیدا کرده و علاوه بر مشاهده اطلاعات آنها و قیمتهایشان، به فروشنده آن هم برای سفارش دسترسی داشته باشند.
کاتالوگ برای چه کسی؟
سرویس کاتالوگ ابتدا با اینرسی زیادی جلو میرفت و مانند هر سرویس تازه دیگری، کاربران از سر کنجکاوی هم که شده سراغش میرفتند. بخصوص اینکه سرویس برای شرکتی مانند گوگل بود و این شرکت هنوز این همه سرویس کنار گذاشته نداشت که افراد درباره سرویس بعدی احتیاط کنند! اما به مرور زمان، اصلیترین دردسر سرویس کاتالوگ خودش را نشان داد: بهروزرسانی. بهروزرسانی و افزودن کاتالوگهای جدید مانند دیگر ویژگیهای جستوجوی گوگل نبود که با تلاش تیمی از مهندسان خبره رایانه قابل انجام باشد، بلکه گوگل باید با تولیدکنندگان مختلف صحبت کرده، کاتالوگهایشان را جمعآوری میکرد، آنها را به صورت دیجیتال در آورده و در پایگاه دادهاش وارد میکرد تا برای میلیونها کاربر وب قابل مشاهده باشد. فرآیند طاقتفرسایی که گذشت زمان نشان داد حتی برای شرکتی مثل گوگل هم چندان به صرفه نیست.
اما کاهش روند رشد تعداد کاتالوگها با وجود اینکه مانع بزرگی در مسیر موفقیت این سرویس به شمار میرفت، اصلیترین مشکل گوگل نبود. مشکلی که گوگل در قبال سرویس کاتالوگش با آن مواجه بود، نه از سوی خودش که از سوی کاربران بود. گوگل در شناخت بازار هدف اشتباه کرده بود! مشتریانی که با کاتالوگهای کاغذی سر و کار داشتند و بر اساس آنها انتخاب و خرید کالاها را انجام میدادند، عموما افراد میانسال یا مسنتر بودند که در آن زمان سواد وعلاقه استفاده از یک سرویس آنلاین را نداشتند؛ حتی اگر این سرویس آنلاین کارشان را بسیار سادهتر میکرد. از طرف دیگر، کاربرانی هم که آن زمان آنلاین بودند و از سایتهایی مانند گوگل استفاده میکردند، نوجوانان و جوانانی بودند که اصلا با مفهوم خرید کاتالوگی بیگانه بودند! روش خرید این قشر از کاربران، خرید ویترینی (Window Shopping) بود که طبیعتا سایتی مانند آمازون باب طبعشان بود.
با این هدفگیری اشتباه و محو شدن هیجان اولیه سرویس، روند نزولی تعداد کاربران کاتالوگها شروع شد و تا سالهای بعد نیز ادامه یافت. اما گوگل هنوز حاضر به پذیرفتن این شکست نبود تا اینکه بالاخره بعد از گذشت حدود هشت سال از راهاندازی سرویس و با وجود اینکه شکست آن از مدتها پیش پیشبینی میشد، به این نتیجه رسید سرویسش آینده موفقی ندارد و در ژانویه 2009، بهصورت رسمی پایان کار کاتالوگ را اعلام کرد. سایتها و وبلاگها در قبال بسته شدن سرویس کاتالوگها تیتر زدند «گوگل به زجر کشیدن کاتالوگها پایان داد!» ولی خود شرکت در پیامی آبرومندانه اینطور اعلام کرد: «این یک تجربه عالی بود، با این حال، در سالهای اخیر جستوجوی کاتالوگها به اندازه محصولات دیگر ما محبوب نبوده است. بنابراین، ما فردا با آن خداحافظی میکنیم و تلاشهایمان را روی آنلاین کردن اطلاعاتی مانند مجلات، روزنامهها و البته کتابها متمرکز میکنیم .»
باز هم تو کاتالوگ؟
با اعلام رسمی گوگل دیگر شکی برای کاربران باقی نمانده بود که کار کاتالوگها تمام است و افراد کمکم نام آن را هم فراموش کردند، اما گوگل هنوز برنامههای دیگری در ذهن داشت و در آگوست 2011 با انتشار اپ کاتالوگهای گوگل برای آیپد همه را غافلگیر کرد! بله، کاتالوگهای گوگل دوباره از میان خاکسترها سربرآورده بود، اینبار در قالب یک نرمافزار، آن هم برای آیپد اپل! شعار این نسخه جدید کاتالوگها این بود: «راه سبزتری برای خرید» که اشاره به چاپ کمتر کاتالوگهای کاغذی و جایگزینی آن با کاتالوگهای دیجیتال داشت.
اما جای تعجب نداشت که این اپ هم به سرنوشت تاریک نسخه اینترنتیاش پیوست و دقیقا دو سال بعد، یعنی سال 2013 نرمافزار از اپ استور برداشته شد. گوگل همچنین در ادامه اعلام کرد سرویس کاتالوگ بهطور کامل در آگوست 2015 بسته میشود.
البته به نظر میرسد با این روند میتوانیم منتظر نسخه واقعیت افزوده کاتالوگها در 2017 و پایان آن در 2019 باشیم!
درسها
بدانید محصولتان برای چه کسی است. از نخستین مراحل یک کسبوکار شناخت بازار هدف و بررسی آن است. اگر این شناخت بدرستی صورت نگیرد، محصولی عرضه خواهید کرد که هر قدر هم خوب باشد، کسی از آن استفاده نمیکند.
حتی اگر محصولتان شکست خورد، تیم و فناوری آن را کنار نگذارید! گوگل در ادامه روند دیجیتال کردن کاتالوگها، پروژه کتابهای گوگل و دیجیتال کردن حجم عظیمی از کتابها را شروع کرد که امروزه یکی از موفقترین و بزرگترین پروژههای دیجیتال کردن در دنیا به شمار میآید.
بازار نرمافزارها و سایتها را نه کاملا متفاوت و نه کاملا یکسان در نظر بگیرید! این دو بازار اشتراکات و اختلافات خاصی دارند که باید برای موفقیت در هر یک به آنها توجه داشته باشید. ممکن است بتوانید با یکی بر شکست دیگری فائق بیایید، ولی این فقط یک امکان است، نه یک اطمینان.
محمود صادقی