دکه سینما

از زبان «دختر»ِ آسیدرضا

قصیده گلمکانی، دختر هوشنگ گلمکانی، نویسنده و منتقد سرشناس سینما در شماره جدید ماهنامه سینمایی فیلم (511)، گفت‌وگوی جالبی با سارا میرکریمی، دختر سیدرضا میرکریمی، انجام داده است. مصاحبه‌ای که در پی کشف رابطه‌های این پدر و دختر و خروجی‌ها و تاثیرات آن در فیلمنامه و فیلم «دختر» است که این روزها اکران موفقی را در سینماها سپری می‌کند.
کد خبر: ۹۲۶۸۳۳

یکی از موضوعاتی که مصاحبه کننده در این گفت‌وگو روی آن تمرکز کرده و دختر میرکریمی هم آن را تائید کرده، فاصله‌ای است که ناخودآگاه و به دلیل مشغله و گرفتارشدن در روزمرگی، میان پدران و دختران ایجاد می‌شود. اتفاقی که شاید به نوعی حدیث نفس گفت‌وگوکننده و پدرش هم باشد. میرکریمی هم در «دختر» از این فاصله می‌گوید و تلاش می‌کند با نزدیک‌تر کردن دختر (ستاره) به پدر در قالب قصه‌ای به ظاهر ساده و بدون اوج و فرود روایت خاصی، پدران و دختران جداافتاده و فاصله گرفته را به همصحبتی و رفاقت دعوت کند. بخش‌هایی از حرف‌های سارا میرکریمی را در ادامه می‌آوریم.

* مدت‌ها بود نوع رابطه من و پدرم دغدغه‌اش (رضا میرکریمی) شده بود. البته باید بگویم که نه شخصیت من به ستاره (ماهور الوند) در فیلم ربط دارد و نه پدرم مانند آقای عزیزی (فرهاد اصلانی) است. ولی واقعیت این است که ارتباطمان مدتی بود که با فاصله شده بود.

* بچه که بودم، به هم نزدیک‌تر بودیم و راحت‌تر خیلی موضوع‌ها را با پدرم مطرح می‌کردم. پس از چند سال، مادرم شد پل بین ما. یعنی اگر حرفی داشتم ترجیح می‌دادم او به پدر انتقال بدهد؛ حتی مسائل خیلی ساده را. بدون این که کدورتی بینمان باشد. خیلی هم علاقه، محبت عمیق و احترام وجود داشت ولی سردی هم روز به روز بینمان پررنگ می‌شد.

* با ساخت این فیلم، حس می‌کنم تغییری در رابطه مان به وجود آمده و خیلی بهتر شده. بهتر شاید کلمه مناسبی نباشد چون خوب بود ولی «گرم‌تر» شده. هر دو هم برای ارتباط گیری با هم تلاش خیلی بیشتری می‌کنیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها