پریا در صحبت تلفنی با حامد (محمدرضا فروتن): زخمهای آدم سرمایهست حامد،،، سرمایهت رو با این و اون تقسیم نکن،،، داد نزن،،، هوار نکش،،، آروم و بیسرو صدا همه چی رو تحمل کن/// حامد: در و دیوار این خونه عذابم میده پریا،،،/// پریا: بزار عذابت بده حامد،،، این تیغ تیزی که به جونت افتاده بزار خراشت بده، زخمت بزنه، اونقدر زخمت بزنه تا تیزیش کم بشه/// حامد: باشه هر چی تو بگی پریا، ولی این زخمها مرهم نمیخواد؟
بهانه روایت: «شب یلدا» زیباست و حدیث نفس کیومرث پوراحمد. منظور از شب یلدا در این فیلم شبی است که با رفتن مهناز و نازی (همسر و دختر حامد) شروع میشود و با کنار رفتن پردههای خانه حامد توسط پریا (زنی که به طور اتفاقی با حامد آشنا میشود) تمام میشود. حتی خود پوراحمد در مصاحبهای گفته بود که پس از رفتن همسرش پردههای اتاقش را برای مدت زیادی کشیده، خودش را حبس کرده و زنگ خانه را هم تا مدتها قطع کرده بود. فیلم داستان یک مرد تنهاست و یک تلفن که هر بار افراد آن سوی خط فرق میکنند و زندگی مرد را تحت تاثیر قرار میدهند. شب یلدا فیلم خوش ساختی است که مجله فیلم از آن به عنوان یکی از صد فیلم برتر تاریخ سینمای ایران یاد میکند.
خلاصه داستان: همسر و دختر حامد احمدزاده (محمدرضا فروتن) به خارج میروند. قرار حامد با همسرش این بوده که زن اوضاع را برای اقامت در خارج ارزیابی کند و در صورت مساعد بودن شرایط زندگی، برای همیشه به آنجا نقل مکان کنند، اما به رغم این قرار زن ابتدا تقاضای طلاق (به قول خودش مصلحتی) میکند و سپس تن به ازدواج (باز هم به قول خودش مصلحتی) با یک مرد خارجی میدهد و...
ساناز قنبری
جامجم