ابتدا دو پل بزرگ مسدود شد و همزمان جتهای جنگی دیوار صوتی را شکستند، سپس مجری تلویزیون دولتی ترکیه بیانیه ارتش درباره کنترل بر اوضاع ترکیه را قرائت کرد، بعد رجب طیب اردوغان پیامی اسکایپی مبنی بر حضور هوادارانش در خیابانها صادر کرد و بهدنبال آن، هزاران نفر از ترکهای مخالف کودتا به خیابانها ریختند و ساعاتی بعد، کودتاچیان شکست خوردند. این، خلاصهای از یک کودتای ناکام بود. کودتایی که برخی آن را نمایشی میخوانند، اما برخی این رفتار ارتش را نمایشی از نارضایتی از سیاستهای اردوغان ارزیابی میکنند. نمایشی که نمادی شد از آتش زیر خاکستر ترکها، اما این داستان کودتای اول بود. در کودتای دوم خبری از نظامیان نبود اما تحولات حاصل از آن عمیقتر از کودتا بود و حتی سریعتر از آن. کودتای دوم از فردای شکست کودتای اول آغاز شد. آنجا که مردم در خیابانها ماندند و سربازان کودتاچی را شلاق زدند و فریاد اعدام سردادند. اردوغان سوار بر موج احساسات عمومی به ناگاه تبدیل به یک تصفیهکننده سیاسی شد. ابتدا 6000 نفر بازداشت شدند، بعد 8000 برکناری رقم خورد، سپس اخراج و عزل و تصفیههای بیشتر تا سقف 60 هزار نفر؛ هم در میان نظامیان، هم قضات و هم معلمان و دانشگاهیان.
تحولات دوران پساکودتا آنقدر سریع بود که کمتر مجالی برای تحلیلگران باقی گذاشت تا به بررسی ابعاد آن بپردازند. اردوغان عصبانی از مخالفان کودتاچی، نه خشم خود از رفتار واشنگتن در عدم تحویل فتحالله گولن را پنهان کرد و نه به هشدارهای اتحادیه اروپا برای باقی ماندن بر سر پیمان پیشین درباره اصلاح قوانینش متناسب با خواست قاره سبز توجهی کرد. رئیس دولت منتخب ترکیه که خود را نماد حکومت یک دولت دموکراتیک میداند، پس از کودتا حتی سیاستهای منطقهای را نیز تغییر داد و از نزدیک شدن به تهران و مسکو در نبرد با تروریسم خبر داد. اما کیست که نداند مواضع اردوغان هم مانند سرعت بالای تحولات در ترکیه، میتواند یک نمایش سریع در کوران بحران سیاسی در این کشور باشد. سابقه اردوغان در چرخشهای 180درجهای در حوزه دیپلماتیک باعث شده تا بسیاری از تحلیلگران با عینک تردید به مواضع اخیر او بنگرند.
درد چیست؟ درمان کدام است؟
اردوغان تلاش دارد درد امروز ترکیه را به جنبش فتحالله گولن مرتبط کند. این به آن معناست که آنکارا در دوره پساکودتا به واشنگتن بدبین خواهد ماند. البته برخی دیگر از تحلیلگران مشکل ترکها را نه رهبری تبعیدی در پنسیلوانیا، بلکه ناشی از توهمات سیاسی اردوغان میدانند. شاید برای همین است که حتی بعضی، کودتای نخست ترکیه را نوعی نمایش خیابانی رئیسجمهور ترکیه تعبیر میکنند. صحنهای که زمینهای برای پرده دوم نمایش، یعنی حبسها و عزلها شد.
چه بحران سیاسی در ترکیه را ناشی از دسیسهچینی بیرونی بدانیم و چه بحران درونی، نباید از این واقعیت غفلت کرد که اردوغان در «تله امپریالیستی» گرفتار شده است. اما تله امپریالیستی چیست؟
تله امپریالیستی اصطلاحی است که فرید زکریا تحلیلگر مشهور آمریکایی آن را در کتاب «جهان پساآمریکایی» خود بهکار برده است. او در این کتاب از دولتهایی نوشته که بدون برخورداری از زمینههای ابرقدرتی، تحتتاثیر توهمات یا زمینهچینی رقبای خود، ناگهان احساس میکنند که امپراتوری بزرگی را در اختیار دارند و میتوانند در بسیاری از حوزهها نقش ایفا کنند. به نوشته زکریا، چنین کشورهایی، پس از درگیر شدن با توهمات امپریالیستی، مجبورند بخش مهمی از منابع اقتصادی، نظامی و سیاسی خود را صرف اموری کنند که بههیچ عنوان اولویت کشورشان بهشمار نمیآید. نتیجه این ولخرجی در کشورهای همسایه و مداخلات پی در پی ـ که گاهی به عمد، با استقبال رقبا نیز روبهرو میشود ـ در نهایت ورشکستگی این کشور و به زیر کشیده شدن آن از سوی رقباست. اتحاد جماهیر شوروی، مثالی از دولتهای گرفتار شده در این دام است. دولتهایی که بدون برخورداری از منابع کافی، مجبور به مسابقه تسلیحاتی و قدرتنمایی گرانقیمت میشوند. این همان اتفاقی است که بهنظر میرسد برای رجب طیب اردوغان افتاده و شاید کودتای اخیر، فرصتی برای اصلاح رویه پیشین رئیسجمهور ترکیه باشد. اردوغان تحت تاثیر برخی تحریکات داخلی و خارجی، گمان میبرد که ابرقدرتی در منطقه است و میتواند به اختیار خود، دولت را در کشور همسایهاش یعنی سوریه تغییر دهد. او حتی آنگاه که با مخالفت تهران روبهرو شد، لب به اعتراض نسبت به سیاستهای تهران گشود و آن هنگام که روسیه تصمیم به مداخله در جنگ سوریه گرفت، جنگنده روسیه را هدف قرار داد. اردوغان البته پیش از کودتا سعی کرد رفتار خود را اصلاح کند، اما هجمه ناگهانی نظامیان در ترکیه، به یاد اردوغان آورد که دوستان و دشمنان واقعی او کیستند و سرنگون کردن دولت قانونی در یک کشور به ضرب نیروی نظامی چه طعمی دارد؟!
واقعبینی، شفابخش توهم امپراتوری
به این ترتیب در روزگار پساکودتا، اردوغان میتواند آرامآرام خود را از تله امپریالیستی خارج کند. رئیسجمهور ترکیه باید با نگاه واقعبینانه به محیط پیرامون خود، قدرت واقعیاش را ارزیابی و از درگیر شدن در جبهههایی که جز تضعیف قدرت آنکارا، نتیجهای دیگر در بر ندارد، بپرهیزد.
اردوغان که این روزها علیه مخالفانش کودتایی غیرنظامی بهراه انداخته، باید ضمن ارزیابی موقعیت داخلیاش، برآورد دقیقی از راهبردهای منطقهای و بینالمللی نیز داشته باشد و این واقعیت را از یاد نبرد که این دموکراسی بود که بر کودتا غلبه کرد و بنابراین حفظ این دموکراسی و مراقبت از چارچوبهای قانونی در همه کشورها اولویتی است که همواره باید آن را مدنظر قرار داد. اکنون باید منتظر ماند و دید که آیا اردوغان با عبرت از درسهای کودتا، به دموکراسی داخلی و واقعگرایی منطقهای بازمیگردد یا همچنان اسیر برخی باورهای تاریخی و بلندپروازانه خود خواهد بود؟
مصطفی انتظاری هروی/ روزنامهنگار