حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تا چند ماه پیش تنها دغدغه من مالی بود که بتوانم پولی پسانداز کنم که از پس خرج مراسم کفن و دفن بربیایم، حالا محدودیت زمان هم اضافه شد.
با یکی از دلالان محترم و بزرگوار قبر تماس گرفتم که لطفا با ما برادرانه تا کن و فکر کن این قبر را برای یکی از دوستان نزدیک خودت میخواهی. گفت: یک اکازیون دارم. زیر سایه، نوساز، آب و برق دارد و نزدیک سرویس بهداشتی است. برای شما درمیآید 20 میلیون تومان ناقابل. امیدوارم در خوشی ازش استفاده کنی!
گفتم: عزیزم مگر متری چند است؟ از زعفرانیه هم گرانتر حساب میکنی؟ من دانشجو هستم، گناه دارم. کل پولی که دارم 5 میلیون است. گفت: یکی دیگه دارم کلنگیاست. پنج طبقه دارد که طبقه سوم خالی است! زیرش لوله گاز رد شده. هر لحظه ممکن است بترکد و پرت بشوی بیرون. اما قیمتش خوب است. برای شما 5 میلیون و 200 هزار تومان، خیرش را ببینی.
«در خدمت خلق بندگی ما را کشت
وز بهر دو نان دوندگی ما را کشت
هم محنت روزگار و هم منت خلق
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت»
صابر قدیمی
جام جم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....