این فرمول قدیمی، اما امتحان پس داده در صورت برخورداری از یک فیلمنامه منسجم و کارگردانی باهوش و توانا میتواند بسیار مورد توجه عامه مخاطبان قرار گیرد؛ چراکه مفهوم دوستی و رفاقت به عنوان ارزش همواره در جامعه مطرح است و هیچگاه هم ارزش و اعتبار خود را از دست نمیدهد.
آصف و جلال و یک گناه بزرگ
بیگناهان ساخته احمد امینی از مهمترین مجموعههای تلویزیونی ایرانی تولید شده در شبکه سه سیماست که قصه آن حول محور سه دوست قدیمی (آصف، جلال و برادر همسرش) میگردد و در دو بازه زمانی روایت میشود. نخست دوره جوانی آنها که در آن نقشه سرقت مسلحانه از بانک را کشیده و آن را اجرا میکنند بیآن که به خطرات آن بیندیشند.
دوم دوره میانسالی آصف و جلال در زمان حال که این دو را در برابر یکدیگر قرار داده و درام شکل میگیرد. سعید شاهسواری که پیش از این همکاری بسیار موفقی با امینی بر سراولین شب آرامش داشته در بیگناهان هم همان مسیر را ادامه داده و سرنوشت تلخ شخصیتهای محوری خود را در چنبره یک حادثه به تصویر کشیده است. کاری که در اولین شب آرامش با مهارت بیشتری انجام داده و در بیگناهان به دلایل گوناگون آنچنان که باید موفق به انجامش نشده است. در بخشهای مربوط به گذشته ابتدا با این سه دوست آشنا شده و بیآن که اطلاعات چندانی از آنها به دست بیاوریم وارد ماجرای دزدی از بانک میشویم که آصف نقشی کلیدی در طراحی و اجرای آن دارد.
در حقیقت پاشنه آشیل فیلمنامه سعید شاهسواری هم در همینجاست که مخاطب بیآن که از این سه نفر چیز زیادی بداند وارد ماجرای تلخ دزدی بانک شده و فرصت همذات پنداری با هیچ یک را هم پیدا نمیکند. بخش سرقت از بانک به لحاظ اجرایی بسیار خوب از کار درآمده و امینی با استفاده از پلانهای خرد شده ریتم پرتنشی بر کار حاکم کرده است. همچنین سیاه و سفید کردن تصاویر با ته مایه خاکستری هم به کمک کار آمده و به فضاسازی درخشان این بخش کمک شایانی کرده است. نقطه عطف این قسمت هم تیر خوردن آصف و برادر همسر جلال است که متواری شدن خود جلال نیز به آن اضافه میشود.
بخشهای مربوط به دادگاه که هر یک از شهود از زاویه دید خود ماجرا را تعریف میکنند، جذاب از کار درآمده و تکههایی از پازل سرقت را پیش روی مخاطبان خود میگذارد تا خود آن را تکمیل کند. با رفتن آصف به زندان و فرار جلال به خارج از کشور پرونده گذشته بسته شده و وارد زمان حال میشویم. در بخشهای اولیه با آصفی آشنا میشویم که شرکت ساختمانی موفقی دایر کرده و از این راه ثروت فراوانی اندوخته است. در عین حال پسرش هم به دختر جلال علاقهمند شده و در آستانه ازدواج با اوست.
بازگشت جلال
همه چیز در خوبی و خوشی به سر میرود تا اینکه جلال پس از سالها برای دیدن دخترش به ایران میآید؛ نقطه عطفی قابل اعتنا که بیگناهان را وارد مرحله تازهای کرده و میزان تنش آن را چند برابر میکند. از یک طرف آصف که رازی را مخفی نگه داشته به جنب و جوش افتاده و از سوی دیگر همسر سابق جلال هم که نگران دیدار دخترش با پدر است، مضطرب و نگران به دنبال راهی برای حل این مشکل میگردد. او بیشترین آسیب را در این ماجرای تلخ دیده و همه آنها را از چشم جلال میبیند. شاهسواری و امینی روی این کینه قدیمی زیاده از حد مانور داده و تا جایی پیش رفته که مخاطب او را پس زده و به سمت قطبهای دیگر داستان میرود. جلال و آصف با توجه به چند لایه بودنشان بهتر از بقیه از کار درآمده و در پیشبرد کار، نقشی کلیدی دارند. به خصوص آصف که طیفهای متنوعی از خاکستری را با خود داشته و آخر هم رودست بزرگی به مخاطب میزند. فرزندان این دو به عنوان نسل امروزی آنچنان که باید از کار درنیامده و قادر به برقراری تعادل میان خود و پدرانشان نیستند. بخصوص پسر آصف که منفعل از کار درآمده و مخاطب را در حالت بلاتکلیف قرار میدهد.
کارگردانها این بار جلوی دوربین
یکی از نکات جالب این مجموعه تلویزیونی، گروه بازیگران آن است که چهار کارگردان سینما و تلویزیون هم در آن حضور دارند: داریوش فرهنگ، مسعود کرامتی، همایون اسعدیان و محمد علی نجفی که بجز فرهنگ و کرامتی دوتای بعدی نخستین تجربه جلوی دوربینشان بوده و جالب اینکه بازیهای روانی هم از خود به نمایش گذاشتهاند. بازی به شدت سرد فریبا کوثری هم در نقش همسر جلال از دیگر نقاط ضعف بیگناهان به حساب میآید که بازی خنثی مهدی پاکدل هم در نقش پسر آصف آن را کامل کرده است. بدون شک بهترین بازی بیگناهان متعلق به کرامتی و فرهنگ است که در نقش دو دوست قدیمی که بر سر یک تصمیم غلط زندگیشان را هر یک به شکلی باختهاند، درخشان ظاهر شده و مخاطب را به تماشای کار ترغیب میکنند.
مجموعه تلویزیونی بیگناهان که این روزها در حال بازپخش از شبکه آیفیلم است، با همه فراز و فرودهایش نمونه نسبتا موفقی از یک ملودرام با درونمایه خانوادگی است که قصه اصلی به خوبی با داستانکهای آن چفت شده و با ریتم خوبی تا انتها پیش رفته است.
حسن کمالی