ازجمله این واژهها، پیشبینی و پیشگویی است؛ یکی دیدن رویدادی است از قبل و دیگری گفتن رویدادی از قبل و هر دو هم در باطن، معنی حدس زدن آینده را دارد، اما پیشگویی امری است خرافی و مذموم نزد عقلای علم و بزرگان دین، امری موهوم بدون منطق تجربی و تکرار ناپذیر، در حالی که پیشبینی براساس اصولِ عقلانی بنا شده و با درصدی خطای قابل محاسبه میتوان آن را به کار بست. امروزه پیشبینی، روشهایی علمی را شامل میشود که شرایط اولیه یک سیستم را میتوان تحلیل و بر اساس همین تحلیلها، آینده آن سیستم را با دقتی نسبی تعیین کرد؛ کاری عقلانی و ارزشمند که امروزه بدون آن نمیتوان زندگی را تصور کرد. برای این نوع تحلیلها از قواعد ساده علیت میتوان آغاز کرد و تا تئوریهای پیچیده و کاربردی مثل نظریه بازی و الگوریتمهای ژنتیک پیش رفت.
حالا چه شد که درباره این موضوع نوشتم؟ این روزها زیاد میخوانیم که مثلا در فلان شهر ساختمانی مدرن و بلند مرتبه و لوکس طعمه حریق شده و به تمامی در آتش سوخته و متاسفانه برای خاموش کردنش کار بایستهای صورت نگرفته، به این دلیل که مثلا نردبانهای آتشنشانها تا ارتفاع بالا نمیرسند یا بالگرد آتشنشان شهری نبوده و یا مثلا فلان جنگل در حریقی ناغافل آتش گرفته و سراسر زغال شده و مواردی از این دست که کم نمیشنویم.
قصه و هدف علم، آنقدرها که فکر میکنیم پیچیده و عجیب و هوشربا نیست. علم ابزاری است که به ما توانایی درک دنیای پیرامون و تشخیص و تعیین رفتار همین دنیا را در آینده میدهد. بدیهی است، وقتی ساختمانی میخواهیم بسازیم، منِ مالک و معمار و دیگرانِ مدیر شهری و صاحبان حق امضا و مجوز باید بدانند که دست روزگار میتواند این سازه را گرفتار حریق کند و آن هنگام باید ابزار مناسب برای خاموش کردنش داشته باشیم. نمیتوان همه این اتفاقات را به گردن بخت و اقبال انداخت و انتظار آیندهای نیکو داشت. همه علم آن چیزی نیست که در ژورنالهای تخصصی و اخبار اکتشافات کهکشانها و دنیای زیر آب و شکاف هسته اتم یا همجوشیاش میبینیم و میخوانیم. علم را در همین زندگی روزمره و تصمیمهایی که میتوانیم بگیریم، میبینیم. علم قصه درست دیدن و درست تحلیل کردن و درست نتیجه گرفتن است.
دکتر محمدرضا نوروزی
میکروبیولوژیست و مروج علم