وی افزود: مساله بعدی یک موضوع خانوادگی، حفظ کانون خانواده، حمایتهای پدرانه و برادرانه اعضای خانواده و وسوسههایی که ممکن است برای هر آدمی پیش بیاید، بلندپروازیهای امروزی که جوانان به دنبال این هستند که راههای چند شبه را یکشبه طی کنند، اینها موضوعاتی است که در این قصه وجود دارد و به درد جامعه امروزی میخورد و نیازش در جامعه ما حس میشود. آرش قادری قصه را نوشته که قصه خوب و جذابی دارد و ما هم تلاش خودمان را میکنیم تا از ظرفیتهای این قصه استفاده کنیم. وی همچنین درباره اینکه چه اتفاقی میافتد تا یک فیلمنامه را برای کارگردانی انتخاب میکند هم گفته است: وقتی فیلمنامه را میخوانم از همان ابتدا اگر با آن درگیر شوم و قصه جذبم کند میپذیرم و اگر جذبم نکند وسواسی به خرج نمیدهم، چون شما از همان ابتدا میفهمید یک کاری میگیرد یا نمیگیرد. من مطمئن بودم کیمیا مورد توجه قرار میگیرد، مادرانه را وقتی فیلمنامهاش را خواندم مطمئن بودم مخاطب را جذب میکند و جذاب خواهد بود و فیلمنامه برادر را هم که خواندم، مطمئن بودم کار جذابی خواهد شد.
افشار تصریح کرد: من همیشه در مطالعه فیلمنامه، خودم را جای مخاطب میگذارم، اول از نگاه یک مخاطب قصه را میخوانم اگر احساس کنم داستان قابل پیگیری بوده و جذاب است، از نگاه کارگردان و تخصصی خودم ورود میکنم که به نقطهنظرات جدید هم دست پیدا کنم و با تعامل با نویسنده سعی میکنم ورود پیدا کنم.
کارگردان سریال مادرانه در پاسخ به اینکه به نظر میرسد شما پیش از ساخت اثر و زمانخواندن فیلمنامه نقشها را در ذهنتان میچینید، میگوید: دقیقا همینطور است. من وقتی فیلمنامه را مطالعه میکنم سعی میکنم آدمهایش را پیدا کنم، مثلا نقش ناصر را میخواندم خودش به ذهنم میآمد و میدیدم پوریا پورسرخ است یا حاج کاظم را میخواندم همینطور، حسن پورشیرازی میآمد و سایر نقشها همینطور، بنابراین سعی کردیم از ظرفیتهایی که درون کار وجود داشت، استفاده کنیم؛ ضمن اینکه من چند فاکتور در انتخاب بازیگر برایم مساله است، جدا از اینکه تواناییها و تناسبهای لازم را برای یک کاراکتر در انتخاب نقش لحاظ میکنم موارد دیگری هم برای من از اهمیت ویژهای برخوردار است مثل انضباط و اخلاق حرفهای و انسانی و اینها برای من کمتر از تناسبات نقش نیست و به نظم هنرپیشه هم اهمیت میدهم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....