حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
روز هفدهم ژوئن بود که یکی از کارمندان این ایستگاه قطار، بویی ناخوشایند به مشامش رسید و پس از آنکه در این صندوق را باز کرد با صحنهای وحشتناک روبهرو شد. داخل صندوق بدن مثلهشده زنی بود که پارچهای قهوهایرنگ و یک پرده کرکره دور او پیچیده شده بود.
این خبر بسرعت در تمام ایستگاههای قطار انگلستان پخش و جستجوها در این زمینه آغاز شد. پاهای این جنازه داخل کیفی در ایستگاه قطار کینگ لندن پیدا شد. مشخص شد این کیف در روز هفتم ژوئن به این ایستگاه فرستاده شده بود.
سوال اینجا بود که دستها و سر این جنازه در کجا قرار دارد. روز دهم ژوئن یک زن و شوهر در حال پیادهروی در ساحل بودند که سر یک زن، توجه آنها را به خود جلب کرد. البته آنها هیچ توجهی به این مساله نکردند و به نیروهای پلیس نیز اطلاعی ندادند. زمانیکه یک ماه بعد پلیس از داستان آنها مطلع شد و علت این کارشان را پرسید، آنها گفتند که تصور میکردند این خانم از بالای صخرهها خودکشی کرده و بدنش داخل دریا افتاده است.
آقای برنارد اسپیلس بوری، مسئول تیم کالبدشکافی اعلام کرد که جنایت در روز 30 یا 31 ماه میاتفاق افتاده بود و مقتول زنی جوان بین 28 تا 30 سال بوده است. قد او حدود 170 سانتیمتر و وزنش 54 کیلوگرم بود. او در زمان مرگ، باردار بود. هیچ نشانه یا علامت دیگری برای شناسایی او وجود نداشت. پلیس به این نتیجه رسید که قاتل باید فردی متاهل و دارای وجهه اجتماعی بوده باشد که مدتی با این خانم جوان در ارتباط بوده است. وی باردار میشود و در ادامه از قاتل کمک میخواهد. قاتل جواب منفی داده و زن جوان نیز تهدید به افشاگری کرده است.
در نتیجه دعوا و کشمکش بین آنها بالا گرفته و به خشونت کشیده میشود که در نهایت مرد با ضربهای محکم این زن جوان را به قتل میرساند.
کارآگاه رابرت دونالدسون از اسکاتلندیارد مسئولیت این پرونده را به عهده گرفت. در تلاش برای پی بردن به هویت مقتول، جستجوی گستردهای در بین دختران گمشده انجام گرفت. مشخص شد 732 دختر خانههای خود را در آن مدت ترک کرده بودند.
او همچنین به بررسی تمام بیمارستانها و مطبهایی پرداخت که در زمینه مشاورههای بارداری فعالیت داشتند. فقط در یکی از بیمارستانهای لندن، 5000 اسم وجود داشت. دیگر کارآگاهان نیز به بررسی تولیدکنندگان صندوقها پرداختند اما پس از جستجوی هزاران مورد، باز هم نتیجهای حاصل نشد.
از میان هزاران نشانهای که به نتیجهای ختم نشد، به نظر میرسد فقط یک جمله به قاتل اشاره داشته است. آقای پورتر تاد در ایستگاه قطار لندن بریج به این موضوع اشاره کرد که در ساعت 3 بعد از ظهر ششم ژوئن به مردی کمک کرده بود که صندوق سنگینی را حمل میکرد.
او یک بلیت درجه سوم خریده بود. در آن روز فقط پنج نفر چنین بلیتی در آن ایستگاه خریده بودند. چهار نفر از آنها توسط پلیس مورد بازجویی قرار گرفتند، اما نفر پنجم هیچگاه پیدا نشد.
حسین خلیلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....