در «خانه به دوش» در نقش احمد به عنوان نقش مکمل ظاهر شده که در قسمتهای پایانی نقشی همپای قهرمان داستان پیدا میکند. در «متهم گریخت» در نقش یک دزد خرده پا ظاهر شده و در بزنگاه نقش نادر را ایفا کرده است.
وجه اشتراک همه این نقشها نزدیکی آن به شخصیتهای واقعی است که خود عطاران همیشه نمونههایی از آن را در گوشه ذهن خود دارد. او علاوه بر این در انتخاب بازیگران آثارش هم عالی عمل کرده و برخی همچون: حمید لولایی، سیروس گرجستانی و مریم امیر جلالی بهترین نقشهایشان را در کارهای وی ایفا کردهاند.
لولایی در بزنگاه و خانه به دوش در نقشهایی ظاهر شده که اغراق در آن وجود داشته و تنها اندکی پررنگتر کردن آن میتوانست کلیت کار را به مخاطره بیندازد، اما او با ظرافت خاصی از این اتفاق جلوگیری و با افزودن اندکی بداهه به اجرای درخشانی رسیده است. برای مثال کافی است به برخوردهای او با علی صادقی در نقش پسرش نگاه کنید که شباهتهای زیادی به بخشی از پدران جامعه گذشته و حال ایران دارد. مشابه این اتفاق هم برای سیروس گرجستانی افتاده و نقش هاشم را در کارنامه پرتعداد وی در سینما و تلویزیون برجسته کرده است. مریم امیرجلالی هم در نقشهای سرور و نیز همسر ماشااللهخان به یک بازی بیرونی روی آورده و شخصیتهایی را خلق کرده که پیش از این نمونهای نداشته است. محبوبیت این شخصیت به قدری بود که امیرجلالی تا سالها بعد هم نتوانست از زیر بار سنگین آن بیرون آمده و صرفا به تکرار همان شخصیت با اندکی تغییر بسنده کند. حسن فتحی هم از آن دسته کارگردانهایی است که بسیاری از بازیگران بهترین نقشهایشان را در آثار وی ایفا کردهاند.
برای مثال هم میتوان به «میوه ممنوعه» اشاره کرد که سه نقشآفرینی درخشان از علی نصیریان، گوهر خیراندیش و امیر جعفری را با خود دارد. از آن میان جعفری در نقش جلال فتوحی، حیرتانگیز ظاهر شده و در نقشی چند لایه بازی بیرونیاش کاملا چشمگیر جلوه میکند. در «زایندهرود» هم این اتفاق تا حدودی افتاده و بازیهای غافلگیرکنندهای را از مهرانه مهینترابی، پردیس افکاری، مهدی سلطانی و حسین محجوب شاهد هستیم. بخصوص محجوب که در نقشی مسنتر از خودش حضوری خیرهکننده داشته و کاملا به باور مخاطبان خود مینشیند.
مازیار میری هم در«گاهی به پشت سر نگاهکن» دست پری به لحاظ بازیگر داشته و از این پتانسیل به بهترین شکل در بالا بردن عیار کارش استفاده کرده است. محمد متوسلانی، امین تارخ و سعید چنگیزیان در این مجموعه بازیهای روانی را به نمایش گذاشتهاند که از بین آنها بازی متوسلانی و چنگیزیان با توجه به خاکستری بودنشان بیشتر به چشم آمده است. اولی یک شخصیت منفی تمامعیار استاندارد است که ابتدا مخاطب را با ظاهر موجهش گول زده و به مرور وجه هیولاگونهاش را به رخ مخاطبان خود میکشد و متوسلانی این سیر تدریجی را به شکل مطلوبی به نمایش گذاشته است. چنگیزیان هم در نقش جوانی سرشار از کینه و عقدههای فرو خورده درخشان ظاهر شده و ریزهکاریهای بسیار در فرم بازیاش به چشم میخورد.
کسری همایونی افشار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)