ممکن هم است که فرد منزوی و خانه نشین شود. در هردو صورت عمل اسیدپاشی دو اثر منفی در جامعه دارد. یکی اثر فردی است. زمانی که یک دختر قربانی این عمل حیوانی میشود همه آینده و آرزوهایش تباه خواهد شد. دوست دارد دنیا به عقب برگردد و همه چیز مانند قبل شود. کمکم جلو چشم خانوادهاش از بین میرود. اثر منفی دیگر گریبانگیر جامعه خواهد شد. این حوادث برای نظام و حکومت تاثیر منفی دارد. همه اینها بدبینی سیاسی و نظامی همراه دارد. افراد جامعه به قوه قضائیه و نیروی انتظامی بدبین میشوند. دستگاههای نظامی زیر سوال میروند.
برای مثال، زمانی که یک پسر از دختر مورد علاقه اش جواب منفی میگیرد و روی اسید میپاشد، شاید حس کند که انتقام خود را از او میگیرد ولی اینگونه نیست. او نه تنها روی یک دختر بی گناه، بلکه روی همه جامعه اسیدپاشیده است. او زنان و مردان جامعه را دچار ترس و وحشت میکند. مادر و خواهران و همه فامیل خود را هم به این درد گرفتار کرده است.
این وقایع تلخ از یاد جامعه نمیرود. جامعه حافظه قوی دارد و نکات منفی را به سختی از یاد میبرد. همه ما یک پیکر واحد هستیم. زمانی که یک پدر و مادر خبردار میشوند که در سطح شهر دختری دچار حادثه شده است، دختر خود را همواره در معرض خطر میبینند. همین امر باعث میشود کارایی آنها در جامعه کم شود. آنها سرکار هستند، ولی حواسشان پیش فرزندشان است و فقط حضور فیزیکی دارند. پس از نظر اقتصادی هم ضرر میرساند.
کشورهای دیگر نیز با دیدن این اتفاقات، نسبت به کشور ما بدبین میشوند و علاوه بر صفات نادرستی که به مردم ما میدهند روی ورود توریست به کشور نیز اثر خواهد گذاشت. با توجه به همه این مسائل شاید بهتر باشد مدعیالعموم درمورد مجرمان اسیدپاشی تصمیم بگیرد نه شاکی خصوصی. قربانی اسیدپاشی نه فقط یک شخص که کل جامعه هستند. جامعه فقط در صورتی که مجرم را در بند ببیند و مدتها از اسیدپاشی خبری نباشد، آرام میگیرد و ممکن است کمی از تلخی حوادث را فراموش کند.
قرایی مقدم - جامعهشناس
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)