اگرچه به قول قدیمی ها ارث از شیر مادر هم حلال تر است ؛ اما چون خیلی از ما قوانین ارث را بدرستی نمی دانیم ؛ مرگ و خصوصا مرگ غنی "مقدمه جنگ وارث است " و به قول معروف ، هنوز کفن میت خشک نشده ، جنگ ارثیه آغاز می شود.
کد خبر: ۸۸۲۶۹
این واقعیت زندگی آدمهاست. ارث همان قدر که خوب است ، بدون اطلاع از قوانین مربوط به آن بدجوری ورثه را به جان هم می اندازد.
برای جلوگیری از این اختلافات بهتر است وارثان محترم با قوانین مربوط به ارث و میراث آشنا باشند.خیلی آدمها و خصوصا جوانهای قرن بیست و یکمی ، تصورشان این است که می توان ارث خود را وقتی پدر و مادر و یا مورث دیگری مثلا پدربزرگشان زنده است طلب کرد.
آنها می گویند به جای آن که ارث را پس از فوت این مورث بگیرند، بهتر است وقتی خودش زنده است ، مایملک خودش یا ارثی را که بعدا می خواهد به جا بگذارد، تقسیم کند.البته اگرچه خود مورث می تواند وقتی زنده است تمامی اموالش را تقسیم کند و به هر نسبت که بخواهد به نام ورثه سند بزند؛ اما اگر نخواست ، هیچ کس نمی تواند او را مجبور به تقسیم ارث پیش از فوتش کند.
طبق قانون ، ارث وقتی تقسیم می شود که مورث مرده باشد؛ حالا چه مرگش حقیقی باشد، چه فرضی پس با این حساب ، تنها وقتی که خدای ناکرده ، زبانم لال بعد از 120سال مورث مرد، می شود رفت دنبال تقسیم ارث و میراث...
اول بدهی ها را چرتکه بینداز
طبق ماده 868قانون مدنی ، ارث بعد از آن تقسیم می شود که حقوق و دیونی که به ترکه متوفی تعلق گرفته ، پرداخت شود و تا آنها پرداخت نشود نمی شود سر تقسیم ارث نشست.
این حقوق و دیون عبارتند از قیمت کفن میت و حقوقی که متوفی بابت املاک و مستغلاتی که دارد به خلایق خدا بدهکار است ، مثلا پول رهن خانه و مغازه به علاوه دینها و واجبات مالی متوفی ، شامل بدهیها، چکهای پاس نشده و وامهای مانده...علاوه بر اینها، اموالی که متوفی وصیت کرده ، پس از مرگش برای هر کاری که خودش صلاح می دانسته ، باید خرج شود هم باید از ارث کم شود.
البته تنها تا یک سوم اموال را می توان طبق وصیت و بدون اجازه ورثه خرج کرد؛ ولی اگر متوفی خیلی پس از مرگش ولخرجی کرده باشد و بیش از یک سوم را در وصیتش بخشش کرده باشد، بقیه وصیت نامه در صورتی عمل می شود که ورثه راضی باشند وگرنه قضیه منتفی است.
یک موضوع مهم این است که اگر ورثه بخواهند از پرداخت بدهیها و دیون متوفی نسبت به اعیان ترکه معامله کنند، این معامله قانونی نیست و طلبکاران می توانند آن را به هم بزنند.
ارث کسی که فقط خدا، نشانی خانه اش را می داند
اموال کسی که مفقودالاثر است ، تا زمانی که فوت او ثابت نشده باشد و یا پس از گذشت زمانی که طبق عادت چنین شخصی زنده نمی ماند، تقسیم نمی شود.اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث می برند نامشخص نباشد و مشخص نشود که کدام یک زودتر مرده است ، آنها از یکدیگر ارث نمی برند؛ مگر آن که مرگ به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت وضعیت فرق می کند و آنها می توانند از یکدیگر ارث می برند.
البته منظور ورثه آنهاست وگرنه خودشان که در آن دنیا دیگر به ارث نیازی ندارند. اگر اشخاصی که از یکدیگر ارث می برند، بمیرند؛ ولی فقط تاریخ فوت یکی از آنها معلوم باشد و مشخص نباشد که پیش از او مرده یا پس از او، فقط کسی که تاریخ فوتش نامشخص است ، از دیگری ارث می برد.
مساله دیگر هم در مورد مفقودالاثرها این است که اگر بین وراث ، فرد مفقودالاثری باشد، سهم او زمانی که وضعیت او به طور مشخص معلوم شود، باید کنار گذارده شود. طبیعی است اگر مشخص شود پیش از مورث مرده است سهم او بین بقیه وراث تقسیم می شود. در غیر این صورت به خود او یا به ورثه اش می رسد.
تو باید زنده بمانی!
شرط ارث بردن ، زنده بودن هنگام فوت مورث است، یعنی مثلا اگر فردی قبل از پدر پیرش فوت کرده باشد، پس از مرگ پدر به فرزندان این فرد ارث نمی رسد و آنها نمی توانند بگویند که چون پدرمان فرزند این آدم بوده ، باید به ما ارث برسد.
ارث تنها زمانی به آنها می رسد که پدربزرگ آنها فرزند ورثه دیگری در طبقه بالاتر از آنها نداشته باشد. اگر زنی کودکی در شکم داشته باشد که اگر او به دنیا بیاید، مانع رسیدن ارث به بقیه ورثه یا به همه آنها می شود، مثل هنگامی که به دنیا آمدن تنها فرزند قانونی متوفی مانع از رسیدن ارث به خویشان طبقه دوم او یعنی خواهر و برادرهایش می شود، تقسیم ارث به عمل نمی آید تا وضعیت زنده به دنیا آمدن و یا نیامدن او معلوم شود ولی اگر به دنیا آمدن این کودک مانع از رسیدن ارث به وراث دیگر نشود، مثل متوفی ای که چند فرزند دیگر به غیر از این جنین دارد، اگر بقیه ورثه بخواهند ارث را پیش از تولد این کودک تقسیم کنند، باید برای او به اندازه 2سهم مساوی سهم 2پسر از همان طبقه (یعنی 2برابر برادرهایش ) کنار بگذارند و پس از تولد این کودک ، وضعیت سهم اضافه مشخص می شود.
موانعی برای رسیدن ارث
قتل از موانع ارث است. بنابراین کسی که مورث را عمدا بکشد از ارث او ممنوع می شود، اعم از این که قتل با مباشرت او باشد یا قتل را تسبیب کند و به صورت انفرادی دست به این عمل شنیع بزند یا با شرکت دیگری.
علاوه بر این ، کافر هم از متوفی مسلمان ارث نمی برد و بنابراین اگر میان ورثه متوفی مسلمان ، فرد کافری باشد به او ارث نمی رسد، ولد الزنا هم از پدر و مادر خود ارث نمی برد، مگر این که نسبتش با یکی از آنها ثابت شود که در این صورت از همان یک نفر و اقوام او ارث می برد و بعکس فقط آنها هم از او ارث می برند.
با این حال ، فرزندان قاتل اگر وراث نزدیک تری مانع رسیدن ارث به آنها نشوند، محروم از ارث نیستند، یعنی این که فرزندان کسی که پدر خود را کشته است ، از جد مقتول خود ارث می برند. البته اگر وراث نزدیک تری باعث حرمان آنها نشوند.
هر طبقه از وراث اگر زنده باشند، طبقه دیگر را از ارث محروم می کنند. مگر در موردی که قانون مشخص کرده و مواردی که وارث دورتر بتواند به سمت قائم مقامی پدر و مادر خود ارث ببرد.
مثلا هنگامی که میت فرزندی که در زمان مرگش زنده باشد نداشته باشد، فرزندان فرزند او هر قدر پایین بروند قائم مقام پدر و یا مادر خود هستند و با پدر و مادر متوفی که زنده باشند، ارث می برند.
به هر کسی چقدر می رسد؛
سهم الارث هر یک از ورثه را قانون مدنی در شرایط گوناگونی که ممکن است وجود داشته باشد، به طور مشخص بیان کرده است. افراد به طور کلی یا به فرض و یا به قرابت و یا گاهی به این و گاهی به آن دیگری ارث می برند، صاحبان فرض آنهایی هستند که سهمشان از ارث مشخص است مانند مادر و زوج و زوجه و صاحبان قرابت آنهایی هستند که سهمشان معین نیست.