مهندس مریم، مامان محمدعلی: بزرگی اشخاص به حرفهایشان نیست؛ والایی را در عمل میتوان یافت.
علی رضایی از ساری: دوستان را یاد کردن عار نیست/ یک اس.ام.اس کمتر از دیدار نیست/ دوستان را دوستی کن در حیات/ بعد مردن دوستی در کار نیست.
علیزاده از اردبیل: در رابطه با پیام مینا از تبریز درباره ده شصتیهای عزیز، ما گناهی نداریم که دهه شصتی هستیم. بیایید دست به دست هم بدهیم تا جامعه خوبی را برای فرزندانمان بسازیم.
مرتضی از تهران: پدری هستم 62 ساله. خواهش میکنم برای بچهها بنویسید احترام بزرگترهای خود را داشته باشند. من خواننده پر و پا قرص روزنامه شما هستم. الان 6 ماه است مرا از خونه بیرون کردهاند.
لیلا 35 ساله مجرد: خیلی ناراحت شدم از این که خانمهایی که ازدواج نکردن این موضوع را مشکل بدونن. شاکر خانواده خوب یا جسم سالم خود باشید و برای خودتون یک کار پرانرژی و سالم پیدا کنید. اگه میتونید تحصیلاتتون رو کامل کنید و حتما سراغ یک رشته ورزشی برید. آن قدر برای خودتان ارزش قائل شوید که حرف دیگران براتون مهم نباشه تا روزی که شوهری پیدا بشه باید خود را مشغول فعالیتی کنید.
حبیبه هاشمزاده از تبریز: یادت باشد که در زندگیات یک روزی به عقب نگاه میکنی و به آنچه که به خاطرش گریه کردهای، میخندی.
سعیده از گنبد: گاهی وقتها سکوت بلندترین فریاده و نگاه بزرگترین خواهش؛ ولی عزیز دلم تو هیچ وقت خواهش فریادهام رو نمیشنوی. هر چقدر هم بلند باشه.
مسیح از آمل: لطف کنید درباره کودکانی که در خیابانها و جایگاههای پمپ بنزین گدایی میکنند هم مطلبی بنویسید چون آنها کودکانی هستند که نه تنها مورد مهربانی قرار نمیگیرند بلکه اذیت و آزار میشوند و این باعث بزهکاری آنها در آینده میشود.
سینا از پارسآباد: خواهش میکنم راهنمایی کنید با مادرم که مواد خوردنی و میوه یا پنیر را از چشمم دور میکند چگونه برخورد کنم. مگر مادری هم خوراکی را از بچهاش دور میکند؟!
قنبر یوسفی لاویج از آمل: در دوره ما چه چیزهایی مد شد/ دیدی چه گرفتوگیرهایی مد شد؟/ در شهر، تمام زندهها در امنند/ اما عوضش جسدربایی مد شد!
روحالله عربانی از صومعهسرا: دلتنگی آدم را به خیابان میکشد. دلتنگم و نمیفهمند. قدم زدن گاهی از گریه کردن غمانگیزتر است. مثل تو که فکر میکردی سیگار کشیدن کار مردانهای است!
نگار: همسرم دل خرج کردن نداره. وقتی مریض میشم پول دکترم رو از خانوادهم میگیره. دلم لباس نو میخواد. دوس دارم منم برم خرید.
مجید از دزفول: خوشبختی تنها سفری است که مقصد ندارد. تجربه نکنید؛ درست انتخاب کنید.
زهرا رحیمینیا از ابهر: ایمان داشته باش که کمترین مهربانیها از ضعیفترین حافظهها پاک نمیشوند؛ پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشهات مهربانی است؟
هادی از میاندوآب: لطفا درباره بچههایی که فراموش شدن و دنبال محبت و جای امن هستن مطلب بنویسین.
سید امیرحسین کلانتر هاشمی از شوشتر: برف که بارید نرم/ کودک من چشم گشود/ سرسره بازیاش گرفت/ آدم برفیاش را ساخت/ رهگذری را نواخت/ گولة برفیاش داد/ خوب نگاه کردم؛ آه/ هیچکسی جز خودم/ حس بنمودم که نیست/ با سر و رویی سفید/ غوطهور برف پاک.