منصوره فقط استراحت میکرد و انتظار میکشید زمان زایمانش فرا برسد.
متاسفانه کم تحرکی و از طرفی بی توجهی به اصول تغذیه مناسب باعث شد در دوران بارداری دچار دیابت و فشار خون شود.
در دوران بارداری مراجعه مداوم به پزشک زنان را هم جدی نمیگرفتیم.
مادرم میگفت دست از این ادا و اطوارها بردارید؛ تا چند سال قبل نه دکتری بود و نه آزمایشی و هر زن حداقل شش یا هفت بچه به دنیا میآورد و خم به ابرویش نمیآمد.
بالاخره زمان زایمان همسرم فرا رسید. چون فشارخون داشت با عجله او را به بیمارستان رساندیم.
مجبور شدند با عمل جراحی سزارین بچه را به دنیا بیاورند. چون نوزاد زودتر از موعد به دنیا آمده و مشکل تنفسی داشت او را داخل دستگاه قرار دادند.
پزشکان میگفتند چند روز باید تحت مراقبت باشد. متاسفانه باز هم با حرفهای مادرم تحریک شدم و از طرفی چون نمیخواستم هزینههای درمانی بالا برود با داد و فریاد به بیمارستان رفتم.
هر چه میگفتند صلاح نیست بچه را ترخیص کنید فایدهای نداشت. رضایت نامهای دادم و بچه را تحویل گرفتم.
اما نوزاد چند روزهام در کمتر از هشت ساعت بهدلیل مشکلات تنفسی فوت کرد .
جسد را به بیمارستان برگرداندیم. با انجام معاینات اولیه مرگ او را اعلام کردند.
من اشتباه کردم و همسرم از نظر روحی دچار افسردگی شدیدی شده است.
غلامرضا تدینیراد